مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٣٠
«زمين شيشم جاى نامها اهل دوزخ كرد و جاى ارواح ايشان و نام آن سجّين است». [١] ١٧. ديگر هيئت كلمه «آشكارى» به جاى «آشكارا» است كه نمونه لهجه مردم رى مى باشد؛ مثال: « «وَأَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ» [٢] ؛ و دانم آنچه آشكارى كنيد و آنچه پنهان داريد». ١٨. ديگر صورت كلمه پرستدار به جاى پرستار، پليته به جاى فتيله، تابان به جاى تاوان به معنى وجه خسارت و جريمه و غرامت، خوشك به جاى خشك و زرو به جاى زلو يعنى كرمى كه خون مى مكد و از املاهاى كهنه است. ١٩. ديگر از خصوصيات دستورى تفسير حاضر، حذف واو ربط است در ميان جمله ها و اين كار تنها به قرينه معنوى انجام مى شود؛ مثال: «رسول عليه السلام فرمود چون مرد استعاذه كند، پناه با خداى دهد، شيطان از او بگريزد». [٣] كه مى بايست مى گفت: چون مرد استعاذه كند و پناه با خداى دهد. ولى واو ربط را به قرينه حذف نمود. ٢٠. ديگر حذف جمله است به قرينه معنى و اين امر نيز حاكى از سبك واعظانه تفسير است كه همه جا شواهد لفظى و معنوى بسيار دارد؛ مانند: «به اين معنى از همه جا صحابه كس را نبود، بلكه از همه امّت، بلكه از همه امم تا هر كجا سرى از گريبان كفر برآمد، به تيغ اوش عمر به سر آمد». [٤] جمله «كس را نبود» به قرينه معنوى، از اين عبارت حذف گرديد و اين معنى را نمونه هاى ديگرى در تفسير است؛ مثال: «بگو تا ايشان اين طمع نيز ندارند كه تو نيز اين نكنى و هيچ كس از شما كه
[١] همان، ص ٦٤.[٢] بقره (٢): آيه ٣٣.[٣] تفسير ابوالفتوح، ج ١، ص ١١.[٤] همان، ص ٢٣٩.