مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٩
١٤. ديگر از خصوصيات نثر تفسير شيخ آوردن پيشاوند «ها» بر سر افعال است. در اين مورد يادآور مى شويم كه به كار بردن «ها» قديمى است. مقدسى نوشته است: «زبان قومس و جرجان نزديك به يكديگر است و در زبانشان «هاء» به كار مى برند و مى گويند هاده و هاكن (يعنى بده و بكن) و اين زبان را حلاوتى است». [١] هاى مورد اشاره صاحب احسن التقاسيم، هم اكنون در لهجه هاى سمنان و دامغان و شاهرود و نيز در لهجه طبرستان مورد استعمال دارد و مردم اين نقاط مثلاً در شهميرزاد و بابل به جاى «بده» مى گويند: «هاده» و به جاى بكن، مى گويند: «ها كِن، هاكون» و نيز هاگتين به معنى گرفتن، و هاگير به معنى بگير در لهجه سمنانى، و هائتين به معنى گرفتن در لهجه طبرستان، و هاير به معنى بگير در همين لهجه، و هاگتن (= گرفتن) و هاگته (گرفته است) در لهجه شهميرزادى كه نشان مى دهد تغييرى در لهجه نواحى مزبور ظاهر نشده و به شيوه روزگار پيشين باقى مانده است. اكنون گوييم كه شيخ در اثناى تفسير، همين هيئت را عيناً حفظ كرده و پيشاوند «ها» را بر سر افعال در آورده است؛ مانند: «آن گه با او بگويند: اقبض، فيقبض؛ هاگيرا و هاگيرد بار ديگرش بگويند: اقبض او هاگيرد». ١٥. ديگر از خصايص دستورى ابوالفتوح نوشتن «ب» حرف اضافه به صورت «با» است؛ چون: «با فصل ربيع» و «با پس» و جز آنها؛ مثال: «علماى ايشان جمع شدند و راى زدند و روزه با فصل ربيع افكندند». [٢] ١٦. ديگر از خصوصيات نثر تفسير، هيئت «شيشم» به جاى «ششم» است و اين از خصائص لهجه رى بوده و در جاى ديگر به اين صورت استعمال نشده است؛ مثال:
[١] احسن التقاسيم، ص ٣٦٨.[٢] تفسير ابوالفتوح رازى، ج ١، ص ٢٨٤.