مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٦
مى باشد؛ چنان كه رودكى در قصيده معروف خود به مطلع: «بيار آن مَىْ كه پندارى روان ياقوت نابستى» و يا «چون بركشيده تيغ پيش آفتابستى». عيناً هيئت ابتدايى «استى» را آورده، آن هم در مورد تشبيه. مورد استعمال صيغه «استى» بعد از ادات تشبيه است و هنوز هم معمول مى باشد. «استى» صيغه دوم شخص مفرد مخاطب از مصدر «استن» است كه تا امروز به هيئت نخستين خود باقى مانده است و در مورد تشبيه استعمال مى شود، ولى از صيغه هاى ديگر اين فعل صيغه مفرد غايب «است» نيز به صورت اوليه باقى مانده كه در معناى خود به كار مى رود. در تفسير شيخ فقط يك مورد، صيغه مفرد مخاطب (استى) براى تشبيه آمده: «در مورد آيه چنان استى كه گروهى از سر تحكّم و تعذّر گفتند ما برويم». [١] ٩. جمع آوردن كلمات عربى به سياق فارسى كه از مدتها پيش متداول بوده، در تفسير شيخ نيز استعمال شده و بسيارى از اسمهاى تازى به «ان» جمع بسته شده است؛ مانند: «خلقان»، «مرتزقان»، «مذكوران»، «وصيّان»، «مريضان»، «كافران» و «مجلّدان». ١٠. به علاوه جمع فارسى را به جمع عربى اضافه مى كند و اين كار نيز تازگى ندارد. در نثر ابوالفتوح جمع عربى يك بار ديگر به سياق فارسى جمع بسته مى شود و «ها» و «ان» به اسمايى كه به قاعده عربى جمع بسته شده اند، الحاق مى گردد، مانند: «زللها»، «قوائمها»، «اصحابان»، «اقطاعها»، «اضدادات» و نظاير آنها. در اين مورد حتى اسمايى كه به وزن منتهى المجموع در آمده و در زبان عربى هم پس از آن جمع بستن جايز نيست، به شيوه قواعد فارسى جمع مى شود؛ مانند «قوائمها». البته از اين نوع، مثالهاى متعدّدى نمى توان به دست آورد.
[١] تفسير ابوالفتوح رازى، ج ١.[٢] همان، ج ٥، ص ٦١٤.[٣] تفسير ابوالفتوح رازى، ج ١، ص ١٤٨.[٤] همان، ص ٨٣ .[٥] تفسير ابوالفتوح رازى، ج ٢، ص ١٧٣.[٦] تفسير ابوالفتوح رازى، ج ١، ص ٢٥٠.[٧] همان، ص ٢٥٠.[٨] همان، ص ٢٤٩.[٩] تفسير ابوالفتوح رازى، ج ١، ص ١٤.[١٠] همان، ص ٣٤.[١١] همان، ص ٤٠٠.[١٢] همان، ص ٣٧٣.[١٣] همان، ص ٣٩٩.[١٤] احسن التقاسيم، ص ٣٦٨.[١٥] تفسير ابوالفتوح رازى، ج ١، ص ٢٨٤.[١٦] همان، ص ٦٤.[١٧] بقره (٢): آيه ٣٣.[١٨] تفسير ابوالفتوح، ج ١، ص ١١.[١٩] همان، ص ٢٣٩.[٢٠] همان، ص ١٢٠.