مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٤
٥. خصوصيت ديگر، استعمال صيغه هاى انشايى جمع به طريق خاص «كردمانى» و يا «كرديمى» است كه در زمان ماضى ناقص يا ماضى شرطى بايد آورده شود. اين ويژگى نيز در تفسير شيخ بسيار ديده مى شود. اين فعل را كه در مورد شرط و جزا با الف و نون و ياى شرطى استعمال مى كردند، در نظم كمتر به آن شكل و هيئت ديده مى شود. آوردن فعلهاى شرطى، ترديدى، مطيعى و استمرارى با ياى مجهول و استعمال جمع متكلم در افعال ترديدى يا شرطى مزبور به صيغه خاصّ خود در قرن چهارم يا در قرن پنجم به تقليد از نثر قديم، معمول بوده و در كتب متصوّفه و نيز در اسكندرنامه و بلعمى نمونه هايى از آن آمده است، چون «كردمانى»، «ديدمانى»، «مُردمانى». در تفسير شيخ نيز به همين هيئت «بودمانى» و «خواستمانى» و «آوردمانى» و «برسيدمانى» و نظاير اينها افعال زيادى به كار رفته كه با دقت در آنها مى توان قاعده و طرز ساختن هيئت افعال مزبور را به دست آورد. استعمال دو صيغه «كردمانى» و «كردى تان»، كه صيغه بسيار كهنه درى است نيز به جاى صيغه جمع متكلّم و مخاطب ديده مى شود. صيغه «كردى تان» در اصل «كرد تانى» است. بلعمى و صوفيه اين صيغه ها را زياد مى آوردند و بايد آن را جمعهاى انشايى خاصّ نام نهاد. شيخ همين صيغه «كردتانى» را به هيئت «كردى تان» آورده؛ يعنى ياى استمرارى را در آخر فعل «كرد» اضافه كرده و بعد «تان» را به آن ملحق ساخته است. ٦. از خصوصيات ديگر، حذف افعال است به قرينه. حذف فعلها در جمله هاى متعاطفه از دوره پيش يعنى قرن پنجم در نثر ديده مى شد و در عصر شيخ رواج كامل پيدا كرد. شيوه حذف افعال اين است كه فعلى را در آخر جمله ذكر مى كنند و در جملات بعد هر اندازه كه باشد، آن را حذف مى كنند. در حذف افعال گاهى رعايت قرينه نمى شود و در اين صورت كار حذف فعل دشوارتر و دقيق تر است. سعدى مى گويد: «نه هر كه به قامت مهتر به قيمت بهتر» كه فعل «است» به قرينه