مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠٦
تذهب الاحقاد». {-٢-}
٢٠. كادَ العَروسُ أن يكونَ أميرا
٢١. كادَ النعامُ يَطيرُ
ابوالفتوح اين دو مثل را به مناسبت تفسير «إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا» [٢] آورده است. ايشان آيه را كنايه از شدت تاريكى مى داند؛ به گونه اى كه انسان حتى دست خود را نمى بيند و مى گويد: «گفتند نزديك باشد كه ببينند و نبينند؛ چنان كه: كاد العروس ان يكون اميرا و كاد النعام ان يطير. او را امارت نباشد و اين را طيران». [٣]
٢٢. كالقابضِ عَلَى الماءِ
شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير «إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إلَى الماء...» [٤] تمثلى به اين مثل عربى دارد و مى گويد: «اهل معانى گفتند معنى آن است كه چون كسى باشد كه خواهد كه آب در قبض گيرد، آب در دست او نبايستد و اين مثلى است عرب را معروف: فلان كالقابض على الماء، اذا طلب امر مستحيلا، و گفته اند امير المؤمنين عليه السلام به اين بيت تمسك كردى: و من يصحب الدنيا يكن مثل قابضعلى الماء خانته فروج الاصابع» [٥] اين مثل در منابع كهن امثال عرب مانند: مجمع الامثال [٦] ، جمهرة الامثال [٧] و المستقصى فى امثال العرب [٨] وارد شده است.
[١] روض الجنان، ج ٢، ص ١١٤.[٢] نور (٢٤): آيه ٤٠.[٣] روض الجنان، ج ١٤، ص ١٦٢.[٤] رعد (١٣): آيه ١٤.[٥] روض الجنان، ج ١١، ص ٢٠٤ ـ ٢٠٥.[٦] مجمع الامثال، ج ١، ص ٢٥٦.[٧] جمهرة الامثال، ج ١، ص ٤٣٢، ٤١٢، ٣٩٠، ٣٤٢.[٨] المستقصيى فى امثال العرب، ج ١، ص ١٠٠ و ١٠١.