مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠٢
١٠. الحديدُ بالحديدِ يُفلَحُ
ابو الفتوح به مناسبت تفسير كلمه فلاح مى گويد: «فلاح و فوز به يك معنى باشد و اصل كلمه در لغت شق و شكافتن است ولذا برزگر را فلاح خوانند وافلح گويند شكافته لب زيرين را، و در مثل چنين است كه: الحديد بالحديد يفلح» [١] . در اين مثل يفلح يعنى يقطع، و مراد آن است كه بر آهن چيزى جز آهن كارگر نيست؛ به عبارت ديگر هر چيزى حريف هم جنس خود است. اين مثل سابقه استعمال طولانى در زبان عرب دارد. قلقشندى در صبح الأعشى [٢] . ميدانى در مجمع الامثال [٣] و زمخشرى در جمهرة الامثال [٤] اين مثل را نقل كرده اند.
١١. الحكمُ للمعبِّرِ الاول
شيخ ضمن نقل اين مثل، محتواى آن را نيز نقد مى كند. بيان مطلب آنكه ايشان در خلال تفسير آيات ٤٣ تا ٤٩ سوره يوسف، كه جريان خواب عزيز مصر را بازگو مى كند، آيات مذكور را دليلى بر رد اين مثل مشهور مى داند و مى گويد: «آيت، دليل بطلان قول آنان مى كند كه گويند: الحكم للمعبر الاول (حكم همان است كه اول كرد) براى آنكه ايشان گفتند: «اضغث احلام» آن گه از پس آن، يوسف آن را تعبير كرد و حكم تعبير او را بود، وممكن باشد كه از اين جواب گويند كه ايشان تعبيرنكردند؛ ايشان دفع تعبير كردند كه تعبير نرانستند، گفتند اين نه خوابى است كه آن را تعبير كنند» [٥] .
١٢. الحُنْفَساءُ فى عينِ اُمِّها رامِشْنَة
ابوالفتوح به مناسبت تفسير آيه ٢٤٧ سوره بقره: «وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ» مى گويد:
[١] روض الجنان، ج ١، ص ١١١.[٢] صبح الأعشى، ج ١، ص ١٠٠.[٣] مجمع الامثال، ميدانى، ج ١ ص ١١.[٤] جمهرة الامثال، ج ١، ص ٣٤٥.[٥] روض الجنان، ج ١١، ص ٩١ ـ ٩٢.