مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧٠
١٩. كاربرد خاص ضمير «ش» بعد از ضمير اشاره «آن» و برخى اسامى و كلمات ديگر
ـ «فاتحة الكتاب براى آنش خوانند كه اول كتاب است و افتتاح كتاب به اوست» (١/٢٩). ـ «و گفته اند: براى آنش فاتحه الكتاب خوانند كه اين سوره فرود آمد، اين سوره بود» (١/٢٩). ـ «و گفته اند: ام الكتابش براى آن خوانند كه ام امام باشد» (١/٢٩). ـ «امش براى آن خوانند كه مجمع علوم و فضايل است» (١/٣٠). ـ «اما سبع مثانى اش براى آن خوانند كه هفت آيت است و در مثانى چند قول گفتند: يكى آنكه براى آنش مثانى خواند كه الفاظ مثنى و مكرر در او چندى است» (١/٣١). ـ «گفتم: چراش كافيه خوانند؟ گفت: براى آنكه كفايت كند از جز آن» (١/٣١).
٢٠. تركيب «كه» و «چه» با ضمير شخصى «م»
ـ «و گفت: چه خورى؟ گفت: آنچم تو دهى. گفت: چه پوشى؟ گفت: آنچه توأم پوشانى» (١/٨٢). ـ «گفت: يا رابعه! چونى؟ گفت: چنانم كه او مى دارد. گفت: چونت مى دارد؟ گفت: چنان كه او مى خواهد» (٣/٣٥).
٢١. تكرار نوعى ضمير منفصل كه امروزه كاربرد ندارد
ـ «و چون بياراست ايشان را ديو كردارهاى ايشان و گفت نبود غلبه كننده شما را امروز از مردمان» (٩/١١٢). كه امروزه به اين شكل آورده مى شود: و چون ديو كردارهاى ايشان را بياراست. ـ «و ايشان محصن بودند و در توريت حكم ايشان رجم بود و ايشان را نمى بايست كه رجم كنند ايشان را براى حرمت و شرف ايشان» (٦/٣٧٩).