مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦٧
ـ «گفت: من بنده ام بنده را با اختيار و فرمان چه كار گفت: اين بنده راستينه است؛ او را بخريد» (١/٨٢). آوردن صفت مؤنث: بنده راستينه. ـ «بامداد برخاست و به نزديك رسول آمد و گفت: يا رسول! من به شكايت اين نفس خاطئه پيش تو آمده ام» (٣/٤٩). صفت مؤنّث: نفس خاطئه. ـ «و در شرع عبارت بود از امساكى مخصوص، بر وجهى مخصوص و از اسماى مخصوصه باشد» (٣/٣). صفت مونث: اسماى مخصوصه. ـ «به شما نيامد و به شما نرسيد خبر آنان كه پيش شما بودند از امم سالفه و قوم گذشته» (١١/٢٥٢). صفت مونث: امم سالفه. در مواردى ديده مى شود كه بين موصوف و صفت جدايى افتاده است؛ مانند: ـ «اين عاملين زنى داشت به جمال و پسر عم او مى خواست كه او را به زنى كند» (٢/٢). موصوف و صفت زنى به جمال است كه بين آنها فاصله افتاده است: ـ «و مذهب شافعى آن است كه: اين آيت از فاتحه آيتى است تمام و از ديگر سورتها بعضى از آيتى است» (١/٤٤). موصوف و صفت «آيتى تمام» است كه بين آنها فاصله افتاده است. ـ «خداى را دعاكرد تا او را باز سگى كرد گزنده، بانگ دارنده، دو دعا در كار او شد» (٩/١٦). موصوف و صفت سگ گزنده و بانگ دارنده است كه بينشان جدايى افتاده است.
١٦. مطابقت مسند اليه و مسند
ـ «منافقان از مانه اند و ما از منافقان نه ايم و منافقان را در اين هيج نصيب نيست؛ منافقان كافران اند» (١/١٣٥). مسند اليه و مسند هر دو جمع هستند: منافقان كافران اند. ـ «چنان انگار كه كران و كوران و گنگان اند كه از ايشان هيچ نيايد» (١/١٤٢). مسنداليه و مسند هر دو جمع است: ايشان كران و كوران و گنگان اند.