مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦١
(١/٨٤). ـ «خاموش شدن و گوش با قرائت كردند تا دگر مانند آن خواهد بودن» (١/٩٤). ـ «نامهاى خداست، اگر مردم تأليف آن بدانند كردن» (١/٩٦). ـ «تو را فردا به بازار مى بايد رفتن يا به ديه كه چندان مهم است تا تمام كنى» (٢/٦). ـ «و معنى آن است كه گفتند: دلهاى ما در پوشش است از آنچه تو مى گويى، نمى توانيم دانستن» (٢/٥٣). ـ «خلاف كردند در حد آن بيمارى كه با آن افطار شايد كردن. بهرى گفتند: بيمارى باشد اندك، و بسيارى حسن بصرى و ابراهيم نخعى گفتند: هر بيمارى كه با آن نماز نتواند كردن، بر پاى آن جا افطار بايد كردن و چون نماز تواند كردن، بر پاى افطار نشايد كردن» (٣/٣٤). ـ «اين كارى است خدايى را غلبه نتوان كردن بر كارش» (٩/١٣). البته گاهى بر عكس موارد فوق، مؤلف فعل را در معناى مصدر آورده است كه مى توان آن را مصدر مرخم دانست: ـ «مؤمن را خورد و خفت عبادتى باشد و منافق را خورد و گفت عادتى باشد» (١/١٣٦). ـ «مؤمن همه كرد باشد، بى گفت؛ منافق همه گفت باشد، بى كرد» (١/١٣٧).
١١. استفاده از صيغه هاى مختلف فعلى كه امروزه منسوخ شده اند
در اين تفسير از صيغه هاى مختلف فعلى استفاده شده است كه امروزه به عنوان