مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦٠
١٠. استعمال مصدر به جاى فعل
يكى ديگر از اختصاصات سبك نگارش اين تفسير كثرت كاربرد مصدر در معناى فعل است: ـ «رأى آن است كه فلان حبر كه از او عالم تر نيست، بر او عرض بايد كردن. اگر او قبول كند، كس رد نيارد كردن و اگر او قبول نكند، او را ببايد كشتن كه پس از آن كس بر شما اعتراض نيارد كردن».(١٩/٢٦) ـ «براى آنش مثانى خوانند كه در هر نمازى دوباره بايد خواندن» (١/٣١). ـ «لابد حكم بايست كردن كه آن از قرآن است» (١/٤٥). «خداى تعالى براتى بفرمايد نبشتن از دوزخ، براى كودك و مادر و پدرش و براى معلم» (١/٤١). ـ «يعنى اينان چيزى بنخواهند شنيدن و ديدن و دانستن» (١/١١٤). «تا كسى گمان نبرد كه براى آنكه آن كتابها منسوخ است، به آن ايمان نبايد آوردن» (١/١٠٧). ـ «اطلاق اين اسم الاّ بر خداى تعالى نشايد كردن، يكى را از ما مطلق رب نشايد خواندن» (١/٧١). ـ «و در حق ما به قيدى بايد گفتن، چنان كه: خالق الأديم و خالق كذا» (١/٧١). ـ «از وراى ايشان زمينى هست سپيد، چون رخام عرضش؛ چندان كه آفتاب به چهل روز تواند بريدن» (١/٧٢). ـ «چه قريب تر مذكورى او بود كه حوالت بدو شايد كردن» (١/٧٤). ـ «بار خدايا؛ جز براى تو نكردم اينكه كردم و بر آنچه خواهم كردن از تو يارى مى خواهم» (١/٨٣). ـ «پس مراد مقدمات ايمان بود وآنچه به ايمان نتواند رسيدن، جز به آن»