مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٥٨
تكرار اغلب كلمات ديده مى شود. ـ «خداى تعالى عرش از جوهرى سبز آفريد و عرش را هزار هزار و ششصد هزار سر است و بر هر سرى هزار هزار و ششصد هزار روى است، پهناى هر رويى چند هزار هزار و ششصد هزار بار دنيا، بر هر رويى هزار هزار و ششصد هزار دهان، در هر دهانى هزار هزار و ششصد هزار زبان است، به هر زبانى خداى را تسبيح همى كند به هزار هزار و ششصد هزار نعمت» (١٧/١٠). تكرار اعداد و فعل. ـ «در خبر است كه چون خداى تعالى عرش بيافريد، چندان عدد كه جز او نداند، فريشته بيافريد و گفت: عرش من برداريد، اگر توانيد؛ نتوانستند. ايشان را به عدد مضاعف كرد و گفت: عرش من برداريد، اگر توانى؛ نتوانستند. ايشان را به عدد مضاعف كرد و گفت: عرش برداريد، اگر توانيد؛ نتوانستند» (١٧/٩). ـ «بدانيد كه زندگانى دنيا بازى كودكان است و لهو و بطر جوانان است و زينت زنان است و تفاخر اقران است و تكاثر توانگران است» (١٩/٣٢).
٩. استعمال فعل مفرد مخاطب با نهاد جمع
يكى از ويژگيهاى برجسته سبكى تفسير، آوردن فعل دوم شخص مفرد مخاطب با نهاد و فاعل جمع است كه با توجه به متون مشابه منحصر به فرد است و در بسيارى از صفحات كتاب ديده مى شود و شايد بتوان آن را يكى از متمايزترين ويژگيهاى سبكى تفسير حاضر دانست: ـ «آن گه فرزندان را گفت و خويشان را كه: به سلامت بروى و مرا بايد با يوسف رها كنى تا وصيتى كه هست، با او بگويم» (٢/١٨٠). ـ «گويد: تا دانى كه كجا مانده اى و از چه بازمانده اى و در حسرتتان زيادت بود و اين جزاى آن استهزاست كه شما در دنيا به مؤمنان كردى» (١/١٢٨). ـ «و بر آن صراط داعى اى استاده و خلقان را دعوت مى كند، مى گويد: اى