مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٥٥
ترجمه «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ» [١] . چنان كه معلوم است ترجمه مفعول مطلق عربى در جمله بندى فارسى كاملاً تأثير گذاشته است. ـ «آن صحابى گفت: يا رسول اللّه ! اين نه مقام پدر تو است ابراهيم» (٢/١٤٦). در اين عبارت، ابراهيم كه نقش بدلى دارد، بعد از فعل آمده است كه به اين شكل، مطابق جمله بندى فارسى نيست. ـ «چون بياموزد ابراهيم را خدايش به سخنهايى تمام كرد آن را گفت: من خواهم كردن تو را براى مردم امام» (٢/١٣٥) در ترجمه «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً» [٢] . در اين جمله اولا، مفعول بر فاعل مقدم شده است و ثانياً، خواهم كردن بايد طبق جمله بندى امروز در آخر مى آمد. ـ «چون گفت موسى قومش را كه خداى مى فرمايد شما را كه بكشى گاوى، گفتند: مى گيرى ما را افسوس» (٢/١)، در ترجمه «قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً» [٣] . دقيقاً ترجمه لفظ به لفظ باعث شده است عبارت فعلى فسوس گرفتن، از هم فاصله پيدا كند. ـ «و همچنين كرديم ما شما را امتى ميانه تا باشيد گواهان بر مردمان و تا باشد پيغامبر بر شما گواه» (٢/١٩٣)، در ترجمه: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً» [٤] . اين عبارت نمونه اى از تقدم فعل بر ساير اجزا و فاصله افتادن بين فعل به وسيله نهاد. ـ «شكر نكرده باشد خداى را بنده اى كه حمد خداى تعالى نكند» (١/٦٣). تقدم فعل بر فاعل و مفعول. ـ «دروغ داشتند پيش ايشان قوم نوح و جماعت از پس ايشان» (١٧/٣). تقدم
[١] بقره (٢): آيه ١٢١.[٢] بقره (٢): آيه ١٢٤.[٣] بقره (٢): آيه ٦٧.[٤] بقره (٢): آيه ١٤٣.