مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٥٠
آرزوى سيادت كند و نداند كه چندان كه بيش كند، از آن دورتر باشد كه: الحسود لا يسود » (٥/٣٩٩). ـ «اين بر طبق مثل بود؛ براى آنكه آن كس كه مال يتيم خورد، مال و عاقبت او با دوزخ بود و شكم پر آتش باز كند عقوبت آن، و اگر نه آن نبودى او را، پس به منزلت، آن باشد كه اولاً آتش خورده از آن جا كه ثمره و عاقبت آن خوردن آتش بود و اين جارى مجراى آن مثل باشد در معنى كه: كباحث الحتف بظلفه عن حتفه ، و قولهم: اتتك بخائن رحلاه » (٥/٢٦٧). ـ «و معنى آنكه تا بدانند كه عاقبت سراى آخرت و ثواب بهشت مؤمنان را خواهد بود دون كافران و اگر چه كافران را نيز عاقبتى از عقوبت باشد، جز كه به فحوا معلوم است كه عاقبت خير مى خواهد و اين چنان باشد كه عرب گويد: لهم الكره و لهم الحمله ، و نيز لهم دليل عافيت خير مى خواهد؛ چه عاقبت بد لهم نباشد، عليهم باشد» (٨/٥١). ـ «يعنى آنان كه به خداى شرك آرند از بت پرستان و از جزايشان انباز گيرند و اگر چه اين همه كافران اند، و الكفر ملة واحدة ؛ و كفر يك ملت است» (٨/٥٨). ـ «آن گه وصف كرد ايشان را به اصرار بر كفر، تا قطع طمع رسول كند از ايمان ايشان تا دل عزيز در بند آن ندارد كه اليأس إحدى الراحتين » (٨/٤٠٢). ـ «جبرئيل گفت: تعجيل كردى رها بايست كردن تا سرد شود تا بدانى كه هر كس كه در كام خود گامى بردارد، هزار گامش به ناكامى بر بايد داشت » (٨/١٥٧). ـ «اگر خداى مرا هدايت دادى، من متقى بودمى؛ يعنى خداى مرا هدايت نداد و اين دروغ است بر خداى و به مثل گفته اند: دروغزن سياه روى باشد » (٥/٤). ـ «و اين آن مثل است كه پارسيان گويند: خرمن سوخته سوخته خواهد خرمن . هر كه به آفتى گرفتار باشد و به عيبى آلوده، خواهد كه همه جهان چو او باشد تا عيب پوشيده شود؛ چنان كه مثل است: در مرگ با نبوه كه جشن باشد و اگر چه