مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٤٢
«و دعواتى كه در كتب عبادات مشروح است به هر جاى مى خواند» (٣/١٠١). «آن گه هفت بار گرد خانه طواف كند و در هر شوطى، استلام اركان بكند و دعوات بخواند» (٣/١٠١). «و دعواتى كه معين هست آن جا بخواند و به درآيد و طواف وداع بكند» (٣/١٤٠). جمع بستن با «ان»: «چون كلام ما بر او خوانند، گويد: اين افسانه اولينان است» (٤/٣٨٦). «بهرى گفتند: فسانه پيشينگان است. بهرى گفتند: بافته سلمان است، و بهرى گفتند: فرو بافته اولينان است» (٢٠/١١٣). «او را بر آن مقام تمنا كند اولينان و آخرينان» (١٢/٢٧١). «بعضى گفتند: شعر است و بعضى گفتند: فسانه اولينان است، و بعضى گفتند: بافته اوست» (١١/٣٤٧). جمع بستن اولينان و آخرينان با «ان». «بعضى علما را گفتند: يوسف نكوتر يا محمد؟ گفت: در اولينان يوسف نكوتر بود و در آخرينان محمد» (١١/١٦). جمع بستن اولينان و آخرينان با «ان». «آن گه حق تعالى گفت: كلا بر سبيل ردع و زجر كه بدانند اينان» (٢٠/١١٣). «و سؤال بر حقيقت به امّتان متوجه باشد و اين طريقتى است معروف عرب و عجم را» (٢٠/١٦٢). «خداى ايشان را به گناه ايشان بگرفت؛ چنان كه اينان را به گناه اينان» (٩/١٣٦). جمع بستن اينان و امتان با «ان». جمع بستن كلمات مختوم به هاى غير ملفوظ با «ان»: «بهرى گفتند: فسانه پيشينگان است. بهرى گفتند: بافته سلمان است، و بهرى گفتند: فرو بافته اولينان است» (٢٠/١١٣). «عبدالرحمن زيد اسلم گفت: جمله مرتزقان اند؛ يعنى روزى خوارگان» (١/٧٣).