مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٤١
٢٤. الحاق «تر» تفضيلى به كلمات عربى
هايل تر: «و براى آن درخت خرما اختيار كرد اين كار را تا درازتر بود و هايل تر و بلندتر تا همه كس بينند» (١٣/١٦٥). اولى تر: «و اولى تر آن باشد كه حمل كند بر عموم كه فايده را جامع تر بود؛ چه مانعى نيست از تنافى و جز آن» (١/٧٣). «مراد صدقه است. آنچه در وجوه بر خرج كنند و اولى تر حمل آيت بود بر عموم تا همه معانى داخل بود تحت آن» (١/١٠٧). «و اولى تر آن بود كه بر وجه دوم حمل كنند تا تكرار نباشد؛ چه اگر حمل بر عالمى كنند، معنى او و عليم يكى باشد» (١/٢٠٦) «و آنچه مانند اين است از آيات كه متضمن است ذكر عهد و ميثاق را، حمل او بر عموم كردن اولى تر بود (١/٣١٩). «ظن، به معنى علم باشد چون با پيغامبران مسند خواهد بودن و يأس با علم اولى تر بود» (١١/١٧١)
٢٥. جمع بستن اسامى
در اين تفسير جمع بستن اسامى چندين شكل دارد. استفاده از جمع مكسر عربى و جمع بستن با «ات» عربى و جمع بستن با «ان» فارسى بيشتر از ساير اشكال ديده مى شود؛ به نوعى كه اين طرز جمع بستن را نيز مى توان از ويژگيهاى سبكى تفسير دانست: كفره به جاى كافران: «چون آن كفره بنى اسرائيل آمدند و كتاب محرف خود آوردند و بر او عرض كردند» (١٩/٢٦). دعوات به جاى دعاها: «چندانى بگفت تا او آن دعوات ياد گرفت» (١٩/١٣٤). «من تو را چيزى بياموزم كه از آن نجات يابى به دعواتى كه مى دانم» (١٩/١٣٨).