مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٣٩
ـ «يك روز رسول صلى الله عليه و آله در بعضى از حجره هاى خود بود، جماعتى صحابه حاضر بودند» (١٩/٨٧). ـ «بعضى علما را گفتند: يوسف نكوتر يا محمد؟ گفت: در اولينان يوسف نكوتر بود و در آخرينان محمد» (١١/١٦). در كاربرد امروزى: «بعضى مفسران گفتند: اول حشر ايشان به شام بود» (١٩/١٠٣). «آهوى را بزد و بيفگند و بكشتند و پوست بكشيدند و آتش بركردند تا بپزند، بعضى بر ديگ نهادند و بعضى بر آتش» (٢/١٦٣). ـ «و ديگر سورتها روا باشد كه بعضى بخوانند به نزديك فقها در فرايض و به نزديك ما در نوافل» (١/٣١). ـ «بعضى اهل علم گفتند: نفاق دو است: يكى نفاق قول و ديگر نفاق عمل» (١/١٣٤). «بعضى مفسران گفتند: اول حشر ايشان به شام بود» (١٩/١٠٣).
٢٢. كاربرد بهرى به معنى برخى و بعضى
ـ «مردم همه نماز ببريدند و برفتند، بهرى به طلب بازرگانى و بهرى به نظاره لهو و آواز طبل» (١٩/٢١٩). ـ «خداى تعالى اطلاع كند به مومنان اهل زمين بهرى در نماز باشند و بهرى خفته» (١٩/٢١٥). ـ «بهرى دگر گفتند: براى آنكه در اين شب فريشتگان با قدر و منزلت از آسمان به زمين آيند» (٢٠/٣٤٤). ـ «و وجه دلالت آنكه ابراهيم عليه السلام اين منزلت براى بهرى فرزندان خود تمنا كرد» (٢/١٤٣).