مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٢٩
«بود در يوسف و برادر تنش دليل هايى پرسندگان را» (١١/٢). ـ راستيگران در ترجمه صادقين: «و رها كرديم يوسف را به نزديك متاع ما، بخورد او را گرگ و تو باور ندارى ما را و اگر چه ما راستيگرانيم» (١١/٣).
١٠. به كار بردن كلمات مترادف
كلمات مترادف مورد نظر برخى هر دو عربى هستند و برخى فارسى ـ عربى كه به نمونه هايى اشاره مى شود: «ثم أصبحت خراباً يباباً و ذلك دأب اللّه فى بلاده و عباده؛ اكنون چنين خراب و يباب شد و اين عادت كريم خداى است در شهرها و بندگان» (١/٤٣). خراب و يباب. ـ «رسول صلى الله عليه و آله عادت داشتى كه برفتى و تنها بر كوه حرا بنشستى و در آلا و نعماى حق تعالى تأمل مى كردى» (١/٣٥). آلا و نعما. ـ «براى آن ام الكتاب خوانند او را كه «ام» آن باشد كه مرجع و مقصد با او باشد». (١/٢٩). مرجع و مقصد. ـ «معنى آن باشد كه مقدم قرآن است و جمله سور چون تابع و تالى اند او را» (١/٢٩). تابع و تالى. ـ اول بايد تا به دل خاشع و خاضع بود و قصد نكند به آن عبادت، جز معبود خود را» (١/٨١). خاشع و خاضع. ـ «و كافران همه خداى را مى دانند و حق مى دانند و مى شناسند و لكن عناد و جحود مى كنند» (١/١٢٥). عناد و جحود. ـ «اوراق و برگهاى درخت بر هم زند و حلقه هاى درهاى بهشت بجنباند» (٣/٢٦). اوراق و برگها. ـ «چون رسول صلى الله عليه و آله سريتى را به غزاى فرستادى، بر ايشان اميرى كردى و او را