مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٢٦
«نپرستند جز خداى را و به مادر و پدر نيكويى كردن و با خويشان و بى پدران و درويشان...» (٢/٣٣). بى پدران در ترجمه اليتامى. ـ «وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجّاجاً» [١] ؛ «فرو فرستاده ايم از ابرها آبى ترنده» (٢٠/١٠٩). ترنده در ترجمه ثجاجا. ـ «جَزاءً وِفاقاً» [٢] ؛ «پاداشتى در خورد عمل ايشان» (٢٠/١٠٩). ـ «جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً» [٣] ؛ «پاداشتى از خداى تو دادنى به شمار (٢٠/١١٠). پاداشت در ترجمه جزا، دادن در ترجمه عطا. ـ «قُمِ اللَّيْلَ إِلاّ قَلِيلاً * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً» [٤] ؛ «برخيز به شب، مگر اندكى، نيمه اش يا بكاهان از او اندكى» (٢٠/١). بكاهان در ترجمه انقص. ـ «الْتَفَّتِ السّاقُ بِالسّاقِ» [٥] ؛ «پيخته شود سابق به ساق» (٢٠/٤٣). ـ «وَ جَنّاتٍ أَلْفافاً» [٦] ؛ «و بستانهايى در هم پيخته» (٢٠/١٠٩). پيخته در ترجمه التفت و الفافاً. ـ «بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً» [٧] ؛ «بل مى خواهد هر مردى از ايشان كه بدهند او را صحيفه هاى افلاخته» (٢٠/٢٠). ـ «كَلاّ إِنَّهُ كانَ لاِياتِنا عَنِيداً» [٨] ؛ «پر گست او بود آيتهاى ما را كفران كننده» (٢٠/١٨). ـ «كَلاّ سَيَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلاّ سَيَعْلَمُونَ» [٩] ؛ «پرگست بدانند، پس پرگست كه بدانند» (٢٠/١٠٨) پرگست در ترجمه كلاّ.
[١] نبأ (٧٨): آيه ١٤.[٢] نبأ (٧٨): آيه ٢٦.[٣] نبأ (٧٨): آيه ٣٦.[٤] مزمّل (٧٣): آيه ٢ و ٣.[٥] قيامت (٧٥): آيه ٢٩.[٦] نبأ (٧٨): آيه ١٦.[٧] قيامت (٧٥): آيه ٥٢ .[٨] مدّثر (٧٤): آيه ١٦.[٩] نبأ (٧٨): آيه ٤ و ٥.