مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٢١
و گناهى از من به آسمان مى شود» ١/٦٥). مى باشم (در معنى هستم): «گفت: من چون پيش رسول مى باشم، دلم ترسان است و چشم گريان است» (١/١٣٥).
٧. لغات و تركيبات عربى
برخى لغات و تركيبات عربى به كار رفته در اين تفسير، در نوع خود كم نظير و خاص است و تعابيرى چون: اعنى، عند، اما، سوا، فكيف، انما، ويلك، الا، فثم، سبحان، عاجلا و ... بخصوص «عند» كه در غالب صفحات تفسير ديده مى شود: اعنى: «و جمله فرزندان او را بيرون آورد بر صورت ذَرّ أَعْنى مورچه خرد» (٩/٥). «و سنگ بفرستاد اعنى حجرالاسود تا چون بگريد، اشك به آن بسترد و آن از درى سپيد بود» (٢/١٦٦). «عبداللّه عباس گفت: خطاب با ايشان است و مراد ايشان اند، اعنى جهودان عهد رسول عليه السلام» (٢/٣٩). عند: «هر كس كه ايمان دارد عند نعمت و بداند كه آن از فضل خداست» (١٩/٢٤٨). «و معنى آن است كه ايشان عند دعاى من الافرار نكردند تا پندارى دعاى من ايشان را بر فرار داشت؛ براى آنكه عند آن فرار حاصل بود» (١٩/٤٢٤). «اسباب و افعالى كه بنده عند آن به كردن طاعت نزديك شود» (١/٨٣). «به دليل وقوعش عند قصد و دواعى او و انتفايش عند صوارف» (١/٨٤). «تا عند اين در شك و كفر و نفاق بيفزودند؛ چون حصول آن از ايشان عند خذلان او بود» (١/١٢٢). «و تأويل بر الطاف و توفيق توان كردن يعنى ما كرديم با شما الطافى كه عند آن امتى وسط شدى» (٢/١٩٧).