مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٢٠
برنگرند: «و به نور ايشان عقبه هاى صراط ببرند تا به نور بهشت رسند، برنگرند جمال و كمال بهشت بينند» (١/١٢٨). نگريدى: «و صادق عليه السلام مى گويد كه: رسول (عليه الصلاة و السلام) چون در آينه نگريدى گفتى...» (١/٦٥). برنگريد: «برنگريد تا خود چيست؛ شخصى را ديد پرها باز كرده، همه روى آسمان بپوشيده» (١/٣٥). فرو نگريد: «آدم عليه السلام در خود فرو نگريد آن سياهى و تباهى ديد در خداى بناليد» (٣/٨). بگرويده ايد: «اى آنان كه بگرويده ايد! نبشتند بر شما روزه؛ چنان كه نبشتند بر آنان كه از پيش شما بودند» (٣/١). بگرويدند: «مژده ده آنان را كه بگرويده اند و كارهاى نيك كردند، ايشان راست بهشتهايى...» (١/١٦٨). گرى: «چون داوود عليه السلام گريستى، مردمان او را گفتندى: كمتر گرى» (١/١٦٥). نيند: «و از ايشان امّيان اند، ندانند نوشتن، مگر خواندن ازبر، و نيندايشان، مگر گمان برنده» (٢/٢٣). «اگر چه ايشان مطيع و خاضع نيند خداى را و لكن سايه ايشان خداى را سجده مى كند» (٢/١٢٨).
٦. افعالى كه يك بعد معنايى خود را از دست داده اند
گرفت (در معنى شروع كرد): «و توريت خواندن گرفت و بر ايشان مى خواند» (٩/٢١٩)؛ «و به جمله قلمها توريت نوشتن گرفت» (٩/٢٢٠)؛ «و آن گه بيامد و انجيل خواندن گرفت» (٩/٢٢١). شدن (در معنى رفتن): «هر وقتى نعمتى از خداى تعالى به من فرو مى آيد