مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١١٨
مه باشيد: در ترجمه «و لا تكونوا» آمده است: «و مه باشيد چون آنان كه بيرون آمدند از سرايهاى ايشان دنه گرفتگان» (٩/١١٢). پسروى كردن: در ترجمه «تتبع» مى گويد: «و خشنود نشوند از تو جهودان و نه ترسايان، تا پسروى كنى دين ايشان را» (٢/١٢٣). «و پسروى مكنيد گامهاى ديو را كه او شما را دشمنى است آشكارا» (٢/٢٥٨). پناه مى دهم: در ترجمه «اعوذ» : «گفتند: مى گيرى ما را فسوس؟ گفت: پناه مى دهم به خداى كه باشم از جمله نادانان» (٢/١).
٤. عبارات فعلى فارسى كه امروزه عيناً استفاده نمى شوند
بچارده بودن: «كس فرستاد بر منافقان كه بچارده و مستعد باشى كه من لشكرى مى آرم كه با محمد كارزار كند» (٩/١٧). رغبت نمودن: «او چون جمال خود بديد، گفت: تو را نخواهم و از او رغبت نمود» (٩/١٦). از پيش او بر افتاد: «اميرالمؤمنين عليه السلام از پيش او بر افتاد گفت: يا اخا اليهود! به من رسيد آنچه پرسيدى» (٣/٤٣). «ابوبكر پيش او برافتاد، گفت: چرا چنين مى گويى؟» (١/١٣٥). پناه دادن: «چون آدم عليه السلام به زمين آمد، ايمن نبود از شيطان و مكر او پناه با خداى داد» (٢/١٦٠). فرمان يافتن: «سبب نزول آيت آن بود كه چون نجاشى فرمان يافت جبريل آمد...» (٢/١٢٤). صورت بستن: «و ديگر سورتها روا باشد كه بعضى بخوانند به نزديك فقها در فرايض، و به نزديك ما در نوافل و اين معنى در اين سوره صورت نبندد به اتفاق»