مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١١٦
هژده: هجده (جابه جايى واجهاى ژ/ج): «محمد بن اسحاق گفت: هژده سال بود» (١١/١٥٩). سيوم: سوم (جابه جايى واجهاى ى/و): «چون دوم بار و سيوم بار گويد حق تعالى گويد...» (١/٦٩).
ب) ويژگيهاى زبانى ـ لغوى تفسير
از نظر لغوى تفسير حاضر، ويژگيهاى سبكى خاصى دارد كه در نوع خود ممتاز و بى مانند است و آنها را در كتابهاى مشابه، چه تفسير و چه غير آن، نمى توان ديد. استعمال صيغه هاى فعلى خاص، معادلهاى فارسى، كلمات و عبارات عربى خاص، حروف اضافه با معانى ويژه، آوردن واژگان فارسى كهن، وندهاى مختلف و ... از اين نوع هستند. اين ويژگيها عبارت اند از:
١. به كار بردن افعالى كه مركب است از يك جزء عربى و يك جزء فارسى
با توجه به اينكه مؤلف تحت تأثير زبان قرآن و لسان عربى بوده است، اين نوع استعمالها غريب جلوه نمى كند. به چند مورد اشاره مى شود: انزله كردن: «اين كتاب خداست و توريت موسى است كه بدو انزله كرد و من بدو ايمان دارم» (١٩/٢٦). انزله بودن: «آيت در جهودان انزله بود و آنكه ايشان انتظار مى كردند روزگار رسول را» (١/١٤٠). شاك شدن: «مسلمانان را گفتند: اين نه آن پيغمبر است؛ شاك شدند و از آن گفتار باز آمدند و عهد بشكستند» (١٩/٩٩). متعظ شدن: «و ايشان از كفر و قساوت قلب تا آنجااند كه به وعظ متعظ نمى شوند» (٩/٢٤). «او اين بشنيد هم متعظ نشد» (٩/١٢).