مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٠٩
تا ٥٣٣ يا چند سال بعد بر مشرب فقيه شيعه. تفسير ديگر الكشاف من حقايق تنزيل معروف به تفسير كشاف از علامه جاراللّه زمخشرى خوارزمى بر مذاق تسنن كه در سال ٥٢٨ هجرى در مكه معظمه به عربى تاليف يافته است. و سرانجام كتاب گرانقدر مجمع البيان فى تفسير القرآن از ابو على فضل بن حسن طبرى ملقب به امين الدين و امين الاسلام مفسر و دانشمند معروف شيعى كه در سال ٥٤٨ به عربى تأليف شده است و نكته شايان توجه آن است كه اين چهار مفسر بزرگ، در زمان و مكانهاى نه چندان دور، هر يك جداگانه و به طور مستقل ضرورت تأليف تفسيرى را احساس مى كنند و بى آنكه ظاهراً از كار يكديگر مطلع باشند (به دليل آنكه هيچ كدام از كتاب ديگرى نامى به ميان نياورده اند)، تفسير خود را به پايان مى برند». [١] و سرانجام به ديدگاه و اشارات آقاى عسگر حقوقى مى پردازيم كه بيش از ديگران درباره ويژگيهاى سبكى تفسير تحقيق نموده اند: «شيخ در عهدى كه نويسندگان براى اظهار فضل و نشان دادن اطلاعات خود در زبان و لغت تازى دست به كار تكلفات صورى و به كار بردن صنايع لفظى و مانند آن بوده اند، در نهايت سادگى و روانى، كلام بارى (عز اسمه) را به شيوايى و فصاحت و جزالت خاص خود تفسير فرمود؛ آن چنان كه از لغات كهنه پارسى و تركيبات و اصطلاحات پيشين و خصوصيات دستورى قرن سوم و چهارم بى بهره نماند و با اينكه مستقيماً قرآن مجيد را تفسير مى فرمود و ظاهراً مى بايست بيشتر تحت تأثير ادبيات عرب قرار گيرد، با وجود اين، آن قدر كه نثر كليله و دمنه ابوالمعالى و يا چهار مقاله عروضى سمرقندى از لغات و اصطلاحات عربى بهره مند است، نثر ساده و بى تكلف تفسير شيخ از بسيارى جهت لطافات و سادگى و شيوايى و فصاحت آثار
[١] سبك شناسى، ملك الشعراى بهار، ج ٢، ص ٣٩٢ و ٣٩٣.[٢] خاتمه الطبع، (ضميمه تفسير ابوالفتوح)، علامه قزوينى، ص ٦٤٦.[٣] همان، ص ٦٤٨.[٤] همان، ص ٦٤٩.[٥] همان، ص ٦٥٠.[٦] روض الجنان، ج ١، ص ٦٣.[٧] تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازى، ص ٥٩.[٨] همان، ص ٥٩.[٩] همان، ص ٦٠.[١٠] همان، ص ٦١.[١١] ارجاعات داخل متن، كه در ميان پرانتزها آمده، بر اساس تفسير روض الجنان و روح الجنان، به تصحيح دكتر ياحقى و دكتر ناصح است.