مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٠٨
«ديگر از استعمالات نادره اين كتاب كه در بعضى از مؤلفات قدما نيز ديده مى شود، استعمال هيئت كردمانى است در مورد ماضى ناقص يا ماضى شرطيه يا ماضى مطيعى در صيغه متكلم مع الغير به جاى مى كرديم يا كرديمى كه هيئت معمولى اين صيغه است». [١] «ديگر از استعمالات غريبه اين كتاب، الحاق ادات هاء است در اول بعضى افعال و مخصوصاً در اول فعل «گرفتن» و گويا اين استعمال مأخوذ از پاره اى از لهجات محلى ايران است». [٢] ايشان ويژگى ديگر كتاب را ذكر لغات نادره مى داند؛ از قبيل: انزله كردن، بجارده و بيجارده، ككج، ياسه، چونين، خوشك و.... مصححين تفسير، آقايان: دكتر ياحقى و دكتر ناصح، در مقدمه جلد اول تفسير چاپ آستان قدس رضوى نكاتى را درباره تفسير يادآورى مى شوند كه شايان توجه است: «دو سه دهه آغاز سده ششم هجرى را بايد عصر تفسير نويسى بناميم؛ زيرا در اين دو سه دهه با فاصله كمتر از سى سال دست كم چهار تفسير بزرگ و پرآوازه قرآن مجيد، كه در همه دوره ها تا روزگار ما اعتبار و جايگاه خاصى داشته اند، تأليف شده است: از اين چهار تفسير دو تا به عربى است و از هر يك از آن دو گانه يكى بر مشرب تشيع و ديگرى بر مذاق تسنن. آن چهار تفسير به ترتيب قدمت عبارت اند از: كشف الاسرار و عدة الابرار به فارسى از ابوالفضل رشيد الدين ميبدى بر مشرب تسنن كه تأليف آن بر اساس تفسير عرفانى خواجه عبداللّه انصارى در سال ٥٢٠ هجرى صورت گرفته است. ديگر تفسير روض الجنان، يعنى كتاب مورد بحث، تاليف يافته ميان سالهاى ٥١٠
[١] همان، ص ٦٤٩.[٢] همان، ص ٦٥٠.