منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٩١ - مذمت تحقير ديگران
مىرسانند كه در آن دنيا نيز صاحب تسلّط و اعتبار و توانايى و اقتدار خواهند بود و صحّت مزاج ايشان، ابَد الدهر، بلكه در دار القرار نيز خواهد بود. و از آن غافلاند كه بيمارى و پيرى، اساس صحّت را خراب مىكند و مُردن، اثرى از آثار آن بر جاى نمىگذارد، و عزّت و اعتبار، لباسى است مستعار و هر روز، در برِ ديگرى است.
و ارباب اعتبار را دو موت مىباشد: يكى موت طبيعى افراد انسان، و ديگرى، عزل و بىاعتبارى. و اگر ايشان، پرده غفلت از نظر بصيرت خود بردارند، مىدانند كه از همه كس به فروتنى و شكستگى و تواضع و افتادگى سزاوارترند و بيشتر از ساير ناس، محلّ ترحّماند كه خداى- عزَّ و جلَّ-، ايشان را بىآن كه بر بنى نوع خود زيادتى داشته باشند، زيادتى داده، و بر بسيارى از مردم كه به جهات كمال از ايشان ممتازند، امتياز بخشيده و تسلّط داده، و اصناف ناس [را] مقهور و محكوم حكم ايشان ساخته، و ايشان را مكلّف ساخته به آن كه بر كسى ظلم نكنند و تمكينِ ظلم ننمايند. و در روز قيامت، از جميع جزئيات آنچه با هر كس كردهاند، حتّى با خدمه و بندگان زرخريده كه در نظر ايشان، مقدار مگس و مورچهاى ندارند و به خيالات ضعيف، انواع ايذا و تعذيب به ايشان روا مىدارند، سؤال مىكنند و موافق ميزان عدل، حكم كرده، ظلمها را تلافى و تدارك مىنمايند و از سبب بىاعتنايى و بىپروايى كه درباره خلق خدا مىدارند- چنانچه گاه باشد كه به خيال شكار وحوش و صيد طيور، چندين بنده بىگناه را به كشتن مىدهند-، سؤال مىنمايند و از اموال مسلمانان كه به غير حق مىگيرند و در مصارف باطل مىكنند، بازخواست مىكنند.
و كسى را كه چنين شدايد و اهوال در پيش باشد، مىبايد كه شكستگى و افتادگى، در غايت مرتبه كمال باشد و پنبه غفلت از گوش هوش بردارد و باد نخوت از دماغ خود، بيرون كند و گاهى در عاقبت و مآل خود، تأمّلى بكند و دشمنى با خود را به منتهاى كمال نرساند.
و در كلام حضرت امام المتّقين و امير المؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام وارد شده كه: دوستى را با دوست خود، به منتهاى مراتب مرسان (يعنى او را بر جميع اسرار خود، مطّلع مساز و در دوستى ميانهرو باش)؛ زيرا كه شايد روزى با تو دشمن شود. و با دشمن خود دشمنى را به غايت مرسان، شايد كه وقتى دوست تو شود.[١] پس آدمى هرگاه به عصيان و قبايح اعمال در معرض آن در آيد كه خداوند خود را كه از ابتداى
[١]. تحف العقول، ص ٣١٢.