منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٨٩ - مذمت تحقير ديگران
دولت[١] ظاهرى از سدّ اسكندر محكمتر باشد، متزلزل و منهدم گردد. و ارباب استيلا، هر چند بر باطل باشند، بر تمكين ظلم، مؤاخذ مىشوند و موجب سرعت انقضاى مدّت ايشان مىگردد؛ و اگر در مقام دفع[٢] ظلم باشند، مدّت دولت ايشان، امتداد مىيابد.
و محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود خداى- عزَّ و جلَّ- به پيغمبرى از پيغمبران خود كه در مملكت جبّارى بود، وحى فرمود كه: نزد اين جبّار برو و بگو به او كه: من، تو را مسلّط نساختهام بر ريختن خونها و گرفتن مالها. و از براى آن تو را اين تسلّط دادهام كه آوازهاى مظلومان را از من، باز دارى. و من، حقّ ايشان را كه به ظلم گيرند، وا نمىگذارم، هر چند [از] كفّار باشند.[٣] و از جمله مفاسد كه بر تكبّر اصحاب تسلّط مترتّب مىشود، آن است كه جمعى كه از جهت متابعت حق يا دوستى ايشان خواهند كه ايشان را از ارتكاب امرى باطل يا از آنچه ضرر دنيايىِ ايشان در آن باشد، باز دارند، حجاب تكبّر، مانع ايشان مىشود و سكوت، اختيار مىنمايند، و چون اكثر متكبّران، از جهت غرورى كه لازمه خودبينى است، مشورت در امورْ كمتر مىكنند، از طُرُق مصلحت و راههاى خير دنيا و آخرت خود، غافل مىباشند. و شك نيست در آن كه هر كس در سلوك طُرُق دنيا يا آخرت، عقل خود را كافى داند، غير ضلالت، امرى او را روى نمىنمايد و وقتى از كرده خود پشيمان مىشود كه فرصت تدارك، فوت شده باشد و ندامت، سودى نداشته باشد.
و چون از جمله استدراجهاى الهى آن است كه اهل معاصى را مدّتى متمادى مهلت مىدهد و مطالب ايشان، مطابق خواهش در مدّتى كه حكمت الهى اقتضا نموده، به حصول مىپيوندد، گمان ايشان چنان مىشود كه آنچه مىشود، نتيجه فكرهاى صائب و تدبيرات درست است كه به محض عقل خود به آن راه يافتهاند و بعضى را جزم حاصل مىشود به آن كه مِن عند اللَّه، مؤيّدند به تدابير صحيحه، و آنچه در ذهن ايشان خطور مىكند، محضِ الهام و عينِ صواب است و اين معنى را اقبال مىنامند. و اگر نيك تأمّل كنند، مىدانند كه رو كردن دنيا به ايشان و برآمدن مطالبى كه متوجّه آن مىشوند مخالف شرع است و عين غضب الهى است و اگر آن مطالب، ميسّر نشود، فِى الجمله، از معصيتْ دورتر خواهند بود.
[١]. ب:-« دولت».