منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٦٠ - چگونگى محافظت از نماز
ديگر، به جا آوردن اذان و اقامه است. و جمعى از علما، اقامه را در همه نمازهاى پنجگانه، بر مردان، واجب مىدانند و اذان و اقامه را بر مرد و زن در نماز صبح و مغرب، واجب مىدانند.
و بعضى، اذان را در نماز صبح و شام، و اقامه را در جميع نمازهاى پنجگانه، واجب مىدانند، و احوط آن است كه مطلقاً ترك نكنند.
ديگر، اخلاص نيّت است و عبادت را براى خداى تعالى به جا آوردن، نه براى ديدن و شنيدنِ مردم و ساير اغراض فاسده. و قبل از اين مذكور شد كه ريا، يكى از مراتب شرك به خداست و ظاهر است كه عبادت از براى ديگرى كردن، از قبيل بت پرستيدن است. و در باب نيّت و قصد قربت، بعضى كلمات، قبل از اين مذكور شد.
و وسواس كه جمعى در نيّت مىكنند، محض متابعتِ شيطان است، و بسيار است كه باعث گذشتن نماز از وقت فضيلت مىشود. و بهتر آن است كه نيّت را به لفظ در نياورند؛ زيرا كه امرى است كه شارع نفرموده. و ظاهر، آن است كه بعد از اقامه، هر گاه نيّت را به لفظ در آورند، از قبيل حرف زدن باشد خارج از صلات. و در حديث صحيح، وارد شده كه: هر گاه بعد از اقامه، حرف زنى، اقامه را اعاده كن.
ديگر، در حال تكبير بر جاى خود ايستادن، و آن كه بعضى از عوام، در وقت تكبيرة الإحرام، قدمى پيش مىگذارند، بدعتى است باطل.
ديگر، درست خواندن حمد و سوره است در نماز و رعايت نمودن كه هر حرفى از مخرج خود گفته شود، نه آن كه ضاد را از مخرج زا، و غين را از مخرج قاف، و صاد را از مخرج سين- چنان كه ميان عوام شايع است- بگويند. و هر كس نداند بايد كه ياد گيرد و هر كس زبانش چنانچه بايد، موافقت نكند و بايد كه به قدر مقدور سعى بكند، بعد از آن، معذور خواهد بود. و ندانستن مسئله در اين امور- چنانچه علما تصريح نمودهاند- فايدهاى ندارد. و ظاهراً در ميان علما خلافى نيست كه هر گاه قرائت صحيح نباشد، خواه آن كه عمداً غلط بخواند يا از روى جهل و نادانى به مسئله يا به طريقه قرائت، با وجود آن كه ياد گرفتن ممكن باشد، نمازْ درست نخواهد بود. بنا بر اين، بسيارى از نمازها باطل خواهد بود و كمال بىدينى است كه كسى حمد و سوره را كه نماز واجب- كه ستون دين است- به آن بر پاست، با آن كه در شبانهروزى چندين مرتبه خوانده مىشود، ياد نگيرد.
و وسواس در قرائت هم از فريب شيطان است و جمعى از آنها كه در قرائتْ وسواس مىكنند، بسيار است كه بدتر از جمعى مىخوانند كه از قرائت، هيچ وقوف ندارند.