منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٤١ - حديث غدير
إِلَيْكَ»،[١] روايت كرده كه: چون اين آيه نازل شد، حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله، دست على بن ابى طالب را گرفت و گفت: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَعَلَىٌّ مَوْلاهُ. اللّهُمَّ و الِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عَادَاهُ!». بعد از آن، عمر بن الخطّاب به او رسيد و گفت: «هَنيئاً لَكَ يَابْنَ أبى طَالِبٍ! أصْبَحْتَ مَوْلَاىَ وَ مَوْلى كُلٍّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ»؛ يعنى: مبارك باد تو را اى پسر ابوطالب! مولاى من و مولاى هر مؤمن و مؤمنه گرديدى.[٢] مجملًا حديث غدير، چنانچه محقّق طوسى نصير الملّة والدّين- قدّس اللَّه روحه- در تجريد تصريح نموده، از متواتراتِ اخبار است و بسيارى از متعصّبان عامّه، اعتراف به صحّت آن نمودهاند.[٣]
و از آن جمله، ابن حجر عَسقَلانى در كتاب فتح البارى شرح صحيح بخارى، در مجلّد ششم گفته كه: حديث «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلَىٌّ مَوْلاهُ» را تِرمِذى و نسايى روايت كردهاند و طُرُق آن، بسيار است. و گفته كه ابن عقده، كتابى على حده در اسانيد و طُرُق اين حديث، تأليف نموده و بسيارى از اسانيدش صحيح و حَسَن است.[٤] و ابن جزرى شافعى، در رساله موسومه به أسنى المطالب فى مناقب على بن أبى طالب، گفته كه: اين حديث، متواتر است و انكار آن، از جهل و عصبيت ناشى مىشود.[٥]
و چون اين مختصر، گنجايش تعداد روات و صاحبان كتب [را] ندارد، در اين مقام، به همين قدر اكتفا مىشود. و اللَّه ولىّ التوفيق!
[١]. سوره مائده، آيه ٦٧.