منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٦٧ - امر به معروف و نهى از منكر
است، يابن رسول اللَّه؟ فرمود: از براى آن كه خداى- عزَّ و جلَّ- انبيا و اوصيا عليهم السلام را به سكوت، مبعوث نساخته؛ بلكه ايشان را به جهت كلام و تبليغ احكام به خلق فرستاده و مردمان، مستحقّ جنّت به سكوت نشدهاند و ولايت الهى، به سكوتْ حاصل نشده و خلاصى از جهنّم، به سكوت نشده؛ بلكه اينها همه به كلام حاصل شده و من، قمر را با شمس نسنجم. به درستى كه تو وصف مىكنى فضل و خوبى سكوت را به سخنى كه در اين باب مىگويى و نمىتوانى كه فضل كلام را به سكوت، وصف كنى.[١] و ظاهر، آن است كه مراد حضرت عليه السلام نه آن است كه سكوت، مطلقاً مدخليّتى[٢] در رفتن بهشت و خلاصى از جهنّم ندارد، بلكه غرض آن است كه[٣] اصل و عمده در اين معانى، كلام است؛ زيرا كه اصل ايمان، تكلّم به كلمه شهادت است. ديگر، اقامت صلوات و رسانيدن احكام الهى و هدايت نمودن جهّال و امر به معروف و نهى از منكر و ذكر الهى در جميع احوال و امثال اين امور، و به اين معنى اشارت فرموده به آن كه سكوت را قمر ناميده.
[مواردى كه سخن گفتن بايسته است]
و از جمله افراد كلامِ متضمّن فضائل و موجب وصول به مرتب عاليه، ذكر الهى است و بعضى اخبار در آن باب، عنقريب، مذكور مىشود.
[امر به معروف و نهى از منكر]
ديگر، امر به معروف و نهى از منكر است در جايى كه شرايط آن، موجود باشد و آن، موافق مشهور، چهار چيز است:
يكى آن كه شخصى كه امر به معروف و نهى از منكر مىكند، داند كه معروف، كدام است و منكر، چيست.
ديگر، آن كه علامت ترك و پشيمانى از شخصى كه ترك معروف و ارتكاب منكر مىكند، ظاهر نباشد؛ بلكه بر فعل قبيح خود، اصرار داشته باشد.
ديگر، تجويز تأثير است؛ يعنى احتمال آن رود كه به امر و نهى، دست از فعل خود بدارد.
ديگر، آن كه در اين امر و نهى، ضررى به آن شخصى كه امر و نهى مىكند يا به ديگرى از
[١]. الإحتجاج، ج ٢، ص ٤٥.