منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٤٤ - سخنان امام صادق عليه السلام به صوفيان
سائلى از آن حضرت، چيزى سؤال نمود و چون چيزى نداشت كه به او دهد، سائل، آن حضرت را ملامت كرد. و از آن كه چيزى نداشت، غمناك شد و آن حضرت صلى الله عليه و آله بسيار رقيق القلب و رحيم بود. پس خداى تعالى، آن حضرت را تعليمِ طريق انفاق نمود به امر خود و فرمود كه: «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً»؛[١] يعنى: دست خود را به گردن خود مبند به آن كه هيچ چيز عطا نكنى، و مگشا دست خود را، گشودنِ تمام به آن كه هر چه داشته باشى، به مردم دهى. پس [اين كه] بنشينى، ملامت كرده شده و بازمانده يا برهنه.
بعد از آن فرمود كه: خداى تعالى مىفرمايد كه: مردم، گاه هست كه از تو چيزى طلب مىكنند و عذر نمىشنوند، و هر گاه جميعِ آنچه داشته باشى، به مردم دادى[٢]، از مالْ عارى يا بُريده مىشوى. پس قرآن تصديق مىكند اين احاديث حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را، و آن جماعتى كه اهل قرآناند از مؤمنين، تصديقِ قرآن مىكنند.
بعد از آن، آن حضرت به جهت الزام ايشان، چون از مُتابعان ابو بكر بودند، فرمود كه: ابو بكر، در وقت مُردن كسى به او گفت كه: وصيّت كن. گفت: وصيّت مىكنم پنجْيكِ مال خود را و پنجْيك، بسيار است؛ زيرا كه خداى تعالى به خمس، راضى شده. و وصيّت پنجْيكِ مال كرد با آن كه خداى تعالى، اختيار سهْيكِ مال در وقت مُردن به او داده بود و اگر مىدانست كه سهْيك، بهتر است، به آن وصيّت مىكرد. بعد از آن، كسى كه شما فضل و زهد او را اعتقاد داريد، سلمان رضى الله عنه و ابو ذر رحمه الله است. امّا سلمان، چنين بود كه وقتى كه عطاى مقرّر به او مىرسيد، قوت يكساله خود را جدا مىكرد تا وقتى كه عطاى سال آينده به او برسد. پس به او گفتند كه: يا ابا عبد اللَّه! تو با وجود زهد و عدم رغبت به دنيا، چنين مىكنى، و حال آن كه نمىدانى كه وقت مُردنت، كِى خواهد بود. شايد كه امروز يا فردا بميرى. پس جواب او آن بود كه گفت: چرا شما اميد زيستن از براى من نداريد، همچنان كه از مُردن من مىترسيد؟ آيا نمىدانيد- اى نادانان!- كه نفس آدمى، گاه هست كه راضى نمىشود و مضطرب مىشود هر گاه مايهاى از براى تعيّش و زندگى نداشته باشد كه بر آن، اعتماد كند و بعد از آن كه وجه معيشت خود را ضبط كرد، قرار مىگيرد و مطمئن مىشود؟
و امّا ابو ذر رحمه الله شتركها و گوسفندكها داشت كه آنها را مىدوشيد و بعضى از آنها را ذبح مىكرد، وقتى كه عيالش گوشت مىخواستند يا مهمانى پيش او فرود مىآمد يا [وقتى] مىديد كه جمعى كه با او همراه بر سرِ يك آب بودند، پريشاناند، از براى ايشانْ شتر مىكُشت يا از
[١]. سوره اسراء، آيه ٢٩.