منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٩٤ - ب روايات دالّ بر جواز غنا و توجيه آنها
خوب است و نغمه آواز خوب.[١] و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود: هيچ پيغمبرى را خداى تعالى نفرستاده كه خوشآواز نباشد.[٢] و ابن بابويه رحمه الله در فقيه، روايت كرده كه مردى از حضرت على بن الحسين عليهما السلام سؤال كرد از خريدن كنيزكى[٣] كه آوازى داشته باشد. فرمود كه: چيست برتو (يا: باكى نيست) اگر بخرى او را و بهشت را به ياد تو آورد.[٤] و اين احاديث نيز هيچ يك، صريحِ در غنا نيست؛ زيرا كه آواز خوب، اعمّ از غناست، چنانچه مذكور شد. پس صريح در مدّعا نيست و بر تقدير آن كه مدحِ آواز خوب و اخبار به آن كه خداى تعالى، آواز خوب به انبيا يا غيرِ ايشان داده، دلالت بر جواز غنا كند يا آن است كه اين احاديث را مطلق خواهند گذاشت و از اينها استدلال بر جواز، بلكه بر فضل غنا، اعم از وجوب و استحباب، خواهند كرد يا احاديث سابقه را مخصّص[٥] اينها ساخته، حمل بر غنا در خصوص قرآن خواهند نمود.
بنا بر شقّ اول، مخالف اجماع، بلكه مخالفِ ضرورت مذهب شيعه خواهد بود و مخالف قرآن؛ زيرا كه تفسير «قول زور» و «لهو حديث» به غنا، از اخبار صحيحه و معتبره- كه قبل از اين مذكور شد-، به ثبوت رسيده. و همچنين، مخالف جميع احاديثى خواهد بود كه در تحريم غنا وارد شده و حديث چهارم كه ابن بابويه رحمه الله روايت كرده، مخالف احاديثى خواهد بود كه[٦] باب كنيزان مغنّيه وارد شده، چنانچه گذشت. پس اين احاديث را تأويل بايد كرد به غيرِ غنا.
و حديث چهارم را ممكن است حمل كردن بر غناى در عروسى، بنا بر جواز آن- موافق احاديثى كه مذكور شد- و شايد كه شنيدن مولى[٧] در عروسى، حكم شنيدن زنان داشته باشد.
و ممكن است كه حمل كنند بر آن كه ديدن چنين كنيزى- هر گاه كسى داند كه خوشآواز است-، بهشت را به خاطر مىآورد و اين وجهها، اگرچه بعيد باشد، در مقام جمع بين الأخبار، مفسده
[١]. همان، ص ٦١٥، ح ٨.