منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٩٦ - ج احاديث ديگرى كه در جواز غنا وارد شده
و با آن كه اين حديث، از احاديث سنّيان است و استدلال به آن، صحيح نيست، اگر مراد از تغنّى، خواندن به طريق غنا باشد، مىبايد كه غنا در قرآن، واجب باشد و افضل و اوجب افراد قرآن، خواندن قرائت در نماز است. پس مىبايد كه همه كس حمد و سوره كه در نماز خوانند، واجب باشد كه به غنا بخوانند و ظاهر اين معنى، مخالف ضرورت دين اسلام باشد؛ زيرا كه از ابتداى اسلام تا حال، هميشه مردم، حمد و سوره را بىغنا تلاوت مىنمودهاند و اگر بالفرض، كسى به تحرير و خوانندگى مىخوانده، در نظرها قبيح مىنموده و آنهايى كه غنا را مباح دانند، خواه از سنّيان، و خواه جمعى كه متابعت ايشان كنند، قرائت نماز را بىغنا به عمل مىآورند و اين معنى را مستلزم ترك واجب نمىدانند. و اگر تغنّى به قرآن واجب باشد، مىبايد كه ياد گرفتن خوانندگى و قواعد غنا، بر همه كس واجب عينى باشد، چنانچه ياد گرفتن قرآن واجب است؛ زيرا كه قرآن خواندن در نماز، واجب است.
و از اين حديث، ظاهر مىشود كه كسى كه قرآن را بىغنا بخواند، از آن حضرت نباشد[١]. پس ياد گرفتن غنا، واجب خواهد بود و مىبايست كه ائمّه و علما، در هر زمانى، مردم را امر كنند به تعلّم غنا و نغمات، و خود هر كدام ندانند، ياد گيرند و بر تقدير آن كه اين حديث را بر وجوبْ حمل نكنند، چارهاى از حمل بر استحباب نيست. پس اين واجب يا مستحبّى كه هر كس ترك كند، از آن حضرت نباشد، هميشه از خوبان ترك شده باشد و از آن حضرت نباشد. و غريبتر آن كه جمعى از آنها كه مىخواهند كه غنا را مباح سازند، مىگويند كه غنا، عبارت است از خوانندگىاى كه با ناى يا ساز[٢] باشد و خوانندگىاى كه با ناى يا ساز نباشد، غنا نيست.
پس بنا بر اين حديث و اين تفسير، بايد كه همه كس در تلاوت نماز، و غير نماز، ناى يا ساز بنوازند يا آن كه سازنده، پيش خود حاضر سازند، و جمعى از سنّيان، با آن كه غنا را جايز مىدانند، لفظ «تغنّى» كه در اين حديث واقع شده، بر معنى غنا حمل نكردهاند. از آن جمله، ابن اثير در نهايه گفته كه: «" مَنْ لَمْ يَتَغَنَّ بِالْقُرآنِ فَلَيْسَ مِنَّا" أىْ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ بِهِ عَنْ غَيْرِهِ»؛ يعنى: كسى كه به قرآن، از غير آن مستغنى نشود، از ما نيست. و گفته كه: «تَغَنَّيْتُ» وَ «تَغانَيْتُ» وَ «اسْتَغْنَيْتُ»، هر سه به يك معنى مستعمل مىشوند. و گفته كه بعضى گفتهاند كه مراد، جَهْر به قرائت است.
و حديثى ديگر را شاهد آوردهاند و از شافعى نقل كردهاند خوب كردن قرائت و رقيق
[١]. ج:« نباشند».