فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧١٨ - شكيّات
د. شك كثير الشك؛ يعنى كسى كه در نماز بسيار شك مىكند، هرچند به حدّ وسواس نرسد؛ خواه در عدد ركعتها باشد يا در افعال و يا در شرايط آن. مراد از عدم اعتنا به شك در كثير الشك اين است كه بنا را بر وقوع مشكوك مىگذارد، مگر آنكه چنين بنايى موجب بطلان نماز گردد كه در اين صورت بنا را بر عدم وقوع آن مىگذارد. بنابر اين، اگر كثير الشك بين ركعت سوم و چهارم شك كند، بنا را بر اكثر مىگذارد و اگر بين چهار و پنج شك كند، بنا را بر اقل مىگذارد و اگر شك كند ركوع را به جا آورده يا نه، بنا را بر به جا آوردن آن مىگذارد.
اگر نماز گزار تنها در فعلى خاص ـ مثلا بين يك و دو ـ كثير الشك باشد، در صورتى كه در غير آن فعل ـ مثلا بين دو و سه ـ شكى برايش پديد آيد، آيا حكم كثير الشك در اين فعل نيز جارى مىشود يا نه، اختلاف است. بنابر قول دوم، بايد به شكش اعتنا و به مقتضاى آن عمل كند.(٣٦)
ملاك در كثير الشك:ملاك در كثير الشك بودن چيست و به چه كسى كثير الشك مىگويند؟ معروف اين است كه براى تشخيص كثرت شك بايد به عرف رجوع كرد. بنابر اين، آن تعداد شك كه از نظر عرف كثرت به شمار مىرود، تحقق بخش كثرت شك خواهد بود.(٣٧)برخى گفتهاند: كثرت شك با شك در سه نماز پى در پى يا سه بار شك در يك نماز محقق مىشود.(٣٨)برخى، ديگر گفتهاند: ملاك در كثرت اين است كه براى فرد حالتى پديد آيد كه نتواند سه نماز پى در پى را بدون شك بخواند. بنابر اين، چنانچه سه نماز پى در پى بدون شك بخواند از عنوان كثير الشك خارج مىشود.(٣٩)البته به قول جمعى از فقها، صدق عنوان كثير الشك منوط به اين است كه منشأ شك، عوارض پريشان كننده حواس آدمى، همچون ترس و خشم و ناراحتى نباشد؛(٤٠)ليكن بعضى كثرت شك را حالتى استثنايى و خارج از وضع طبيعى انسان دانسته و ميان اسباب پيدايى آن تفاوتى قائل نشدهاند.(٤١)