فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤١٥ - سحر
از عنوان ياد شده در باب تجارت و به مناسبت در بابهاى حدود، قصاص و ديات سخن گفتهاند.
واقعى يا تخيّلى بودن سحر:آيا سحر حقيقت دارد و آنچه بر اثر سحر پديد مىآيد واقعى است يا صرفاً امرى تخيلى و وهمى است و يا بخشى از آن، واقعى و بخشى ديگر تخيّلى است؟ مسئله ميان فقها محل بحث و اشكال است.(١٣)البته طرح اين بحث بنابر تعريف هفتم موضوعيت ندارد؛ زيرا خدعه و نيرنگ واقعيت ندارد؛ هرچند گاه امرى واقعى بر آن مترتب مىگردد، مانند اينكه ساحر چيزى ترسناك را در خيال مسحور آشكار سازد كه منجر به ترسيدن و در نهايت ديوانگى او شود.(١٤)
حكم:سحر از گناهان كبيره(--> گناه كبيره)به شمار مىرود و آموزش دادن و آموختن آن به منظور به كار بستن و نيز دريافت اجرت در ازاى ياد دادن آن حرام و باطل است؛(١٥)ليكن به تصريح برخى، آموختن سحر به انگيزه دانستن و نه عمل كردن و يا به كار بستن آن هنگام ضرورت، جايز است.(١٦)برخى گفتهاند: ياد گرفتن سحر به انگيزه حفظ خود از سحر شدن توسط ديگرى و دفع زيان آن از خود و مسلمانان و نيز دفع شر كسى كه بدان وسيله ادعاى پيامبرى مىكند، جايز، بلكه در مورد آخر، واجب كفايى( -->وجوب كفايى)است؛(١٧)ليكن برخى، به كار گرفتن سحر را جهت حفظ خود يا دفع كسى كه بدان سبب ادعاى پيامبرى مىكند، جايز ندانستهاند.(١٨)
گشودن سحر به وسيله ذكر، دعا و آيات قرآن كريم جايز است؛ ليكن در اينكه گشودن آن به وسيله سحر جايز است يا حرام، اختلاف مىباشد.(١٩)البته اگر حفظ واجبى اهم، متوقف بر عمل سحر باشد، سحر جايز، بلكه واجب خواهد بود.(٢٠)
عملى كه مصداق سحر بودن آن مشكوك است، به تصريح برخى، محكوم به حكم سحر نيست و اگر از جهتى ديگر، همچون زيان داشتن براى كسى، حرام نباشد، اشكالى ندارد.(٢١)
كفر ساحر:ساحر مسلمانى كه سحر را