فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤١٣ - سحر
و گاه با ذكر نامهايى كه معانى آنها معلوم نيست و نوشتن آن نامها به ترتيبى خاص. اين قسم به اعراب و نبطيان منسوب است، و گاه با ذكر الفاظ داراى معانى معلوم غير از دعاها و گاه با تصرف در بعضى آيات يا دعاها و يا نامها. گاهى نيز با قرار دادن اعداد به ترتيبى خاص در لوحهايى.
گوينده اين قول پس از بيان اسباب نه گانه اشاره رفته، مىگويد: قدر متيقن از سحر نوع پنجم است. نوع اول و دوم به طور يقين از مصاديق سحر نيست. باقى موارد مشتبه و مشكوك است.(٦)
بنابر تعريف چهارم، عمل خارق العاده پديد آمده در پرتو تقويت نفس مصداق سحر نيست؛ چنان كه آنچه به سبب نوع دوم ايجاد مىشود نيز مصداق سحر نخواهد بود. مصداق سحر بودن كارهايى كه با تسخير ارواح افلاك (فرشتگان) يا جنيان و شياطين و ساير اسباب نه گانه ـ جز نوع پنجم ـ صورت مىگيرد، مورد شك و شبهه است. بنابر اين، تعريف چهارم اخص از تعريف سوم است؛ ليكن از حيث قيد نشدن اضرار به ديگرى در اين تعريف، از تعريف اول و دوم اعم مىباشد.
٥ . مطلق ايجاد چيزى كه داراى آثار شگفت، شبيه كرامات باشد؛ بدون استناد به امور حسى يا شرعى، از قبيل آيات و دعاهاى وارد شده؛ خواه در مسحور اثر بگذارد يا نه و خواه سحر شده انسان باشد يا حيوان و يا جماد. استخدام فرشتگان، احضار و تسخير جنيّان و احضار و تسخير ارواح و امثال آن، ملحق به سحر است.(٧)اين تعريف اعم از تعريفهاى قبلى است.
٦ . انجام دادن عملى خارق العاده از راههاى باطل و غير مشروع به منظور زيان رساندن به كسى. اين تعريف، از جهتى همچون تعريف پيشين عموميت دارد؛ زيرا هر نوع كار خارق العاده پديد آمده از راه غير مشروع را شامل مىشود و از جهتى اخص است؛ زيرا مقيد به اضرار است. بنابر اين، عمل خارق العاده غير زيان آور براى كسى در صورت عدم حرمت از جهتى ديگر، موضوعاً يا حكماً مصداق سحر نخواهد بود.(٨)