فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٥٠ - زكات
معناشان متفاوت خواهد بود. در اين صورت در اينكه فقير نيازمندتر از مسكين است يا عكس آن، اختلاف مىباشد. مشهور قول دوم است. بنابر اين قول، فقير كسى است كه براى تأمين زندگى خود نيازمند مال است؛ اما اين نيازمندى به حدّ سؤال از ديگران نرسيده است؛ ليكن مسكين نيازمندى است كه شدّت نياز او را وادار به تحمل ذلّت سؤال و گدايى كرده است.(٧٨)
البته اين اختلاف، ثمره مهمى در بحث زكات ندارد؛ زيرا فقير و مسكين، هر دو مستحق زكاتاند؛ ليكن در اينكه نياز تا چه اندازه مجوّز گرفتن زكات است، اختلاف مىباشد. بنابر قول مشهور، كسى كه بالفعل يا بالقوه مئونه سال خود و خانواده خويش را ندارد، مستحق زكات است. بنابر اين، دارنده اموالى كه كفايت كننده زندگى او و خانوادهاش در طول سال مىباشد يا كاسب و صنعتگرى كه مئونه زندگىاش از كسب يا صنعت تأمين مىشود، مستحق زكات نيست.
قول مقابل مشهور، كمتر بودن دارايى شخص ـ اعم از مال يا قيمت آن ـ از يكى از نصابهاى تعيين شده در اجناس متعلّق زكات است. بنابر اين، كسى كه درآمدش در حدّ يكى از آن نصابها نيست مىتواند از زكات استفاده كند.(٧٩)
٣. كارگزاران:مراد از كارگزاران (عاملان) كسانىاند كه از سوى امام عليه السّلام يا نايب او مأمور گردآورى زكات و امور مربوط به آن مىباشند.
پرداخت زكات به اين صنف در ازاى كار آنان است. بدين جهت، فقير بودن ايشان، شرط جواز دريافت زكات نيست.
كارگزاران زكات بايد مكلّف (بالغِ عاقل)، مؤمن (شيعه دوازده امامى)، عادل و غير هاشمى باشند؛ از اين رو، غير مكلّف همچون كودك و ديوانه، غير شيعه از مخالفان( -->مخالف)، فاسق و هاشمى نمىتوانند عامل زكات شوند. در اينكه آشنا بودن به احكام مورد نياز و آزاد بودن نيز شرط است يا نه، اختلاف مىباشد.(٨٠)
٤. مؤلفة القلوب:مراد از آن، كافرانىاند كه دادن زكات به آنان موجب گرايش ايشان