مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٨ - اشکال بعضی از علماء در دادن خمس به بنیطَباطَبا، بدون وجه میباشد
ولکن اظهر آن است که این جماعت خوب هستند. دلیل بر خوبی این جماعت گریه حضرت باقر و حضرت صادق، بلکه حضرت علی بن الحسین علیهم الصّلاة و السّلام بر زید است که مروی است؛ و کذلک گریه حضرت باقر علیهالسّلام بر زید برادر خود.
امّا گریه حضرت صادق علیه الصّلاة و السّلام بر محمّد و ابراهیم مروی است که: بعد از اینکه به حکم دوانقی، محمّد و ابراهیم گرفته شدند، ایشان را مغلول نمودند، و نگه داشتند ایشان را در مصلّی، و ایشان را سوار نمودند به مرکوبِ بیپالان بعد از آنکه ایشان را دشنام دادند. مردم از این مطلب اجتناب نمودند و رقّت به حال ایشان نمودند بعد از آنکه ایشان را به باب جبرئیل علیهالسّلام رسانیدند. حضرت صادق علیهالسّلام نظر بر ایشان نمود در حالتیکه غالب رداء او بر زمین میکشید، پس نظر نمودند از درِ مسجد، سه دفعه فرمودند: ”خدا شما را لعنت کند! ای طایفۀ أنصار بر این نحو عهد نموده بودید با پیغمبر صلّی الله علیه و آله؟!“پس داخل خانه شدند و بیست شبانهروز گریه بر ایشان نمودند.
اگر گوئی چرا خروج نمودند؟ گوئیم: خروج ایشان وقتی بود که اموال ایشان غارت شده بود، و هتک حرمت ایشان شده و سبی ذراریّ ایشان شده بود، و بر جدّ ایشان طعنه میزدند؛ این امور سبب خروجایشان بود نه خروج بدوی.
[١]* آقای آقایان، و این لفظ بر زبان نبطیّه معنی او چنان است.
بعضی گفتهاند: یکی از اُمرآء عجم به امام به حقّ ناطق نوشته که: یکی از اولاد شما را به جانب ما بفرست که ما اطاعت او نمائیم و دختر خود تزویج او نمائیم؛ آن بزرگوار یکی از اُولاد حسن علیهالسّلام را تعیین نمود. برادر او به طمع افتاد، از آن امام خواهش نمود که مرا روانۀ عجم نما، آن بزرگوار فرمود: ”هر دو نفر بروید به روضه، جدّ بزرگوار شما هر کدام را که او تعیین نمود او برود.“ هر دو رفتند به روضۀ مقدسّه سلام نمودند، جواب یکی آمد و فرمود: ”طبا طبا“؛ از این جهت همین ملقّب شده. منه (شرح صحیفه سجادیه، تألیف آیة الله مدرّسی چهاردهی)