مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢٩ - تعلّق نفس به بدن مثل تعلّق عاشق به معشوق است؛ نه حلول در بدن
سرّهـ روایت کرده است که گفت:
رأی درست نزد من آن است که فرود آمدن وحی و فرشته بر پیغمبران بدینگونه است که: آنچه از طرف خداوند یا از فرشته او وحی میشود، روح پیغمبر اوّلاً آن را به طریق روحانی فرا میگیرد، پس از آن وحی به صورت صوت، یا با فرشته به صورت جسم در حسّ مشترک او مجسّم میگردد، و از آنجا به حسّ ظاهر و خارج و هوای مجاور منتقل میگردد.
بر خلاف موجودات خارجی که از آغاز در حسّ ظاهر منتقش میشود، و از آنجا در حسّ مشترک، آنگاه در قوّۀ عقلیّه.
برای آنکه اگر وحی به نزول جسمانی خارجی بود (بی آنکه به طریق روحانی باشد) برای پیغمبر هنگام نزول وحی حالتی شبیه دهشت و انصراف از عالم ظاهر حاصل نمیشد، چنانچه از حال آن حضرت مشهود است؛ بلکه سزاوار بود توجّه نفس کاملۀ او به ظاهر بیشتر و کاملتر باشد، و حواسّ ظاهره در حال وحی بیدارتر و حاضرتر بود.[١]
آنگاه به کلام بیضاوی استشهاد کرده و آیۀ (نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ)[٢] و امثال آن را دلیل آورده است.
تعلّق نفس به بدن مثل تعلّق عاشق به معشوق است؛ نه حلول در بدن
صفحه ٣١، تعلیقۀ ٣: «شارح کتاب: سیّد علیخان ـرحمه اللهـ در شرح عبارت، تحقیقی لطیف آورده که خلاصهاش این است:
اگرچه از ظاهر عبارت چنان به ذهن میآید که نفس جسمی استاندرون تن مانند گلاب در گل، و بیشتر معتزله آن را بخاری دانند ساری در عروق، و گویند: ملکالموت چون لطیف است از دهان به اندرون تن رود و با جان
[١]ـ ریاض السّالکین، ج ١، ص ١٥٥.
[٢]ـ سوره الشّعراء (٢٦) آیه ١٩٣ و صدر آیه ١٩٤.