مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٦ - پاسخ اشکال پنجم در معنای «والبُهم الصّافّین»
بنابراین خوب روشن میشود که معنای «فاقِدَ کُلِّ مَفقُودٍ» آن است که خداوند نیست کننده هر نیستی است به نحو سلب مطلق؛ در مقابل «واجِدَ کُلِّ مَوجود».
و مؤلّف محترم کتاب الأخبار الدَّخیلة چنین پنداشتهاند که معنای غیبت معنای مطابقی مادّۀ «فِقدان» است، و چون غیبت چیزی از خدا معنی ندارد فلذا خدا را فاقِد نمیتوان گفت؛ درحالیکه این پندار اشتباه است و معنای فِقدان، إعدام و نیستی است، نه غیبت و عدم مصاحبت.
و لطیف اینجا است که ابنعیّاش هم اگر جاعل این دعای مرویّ باشد، ـهمانطور که سابقاً گذشت ـ به شهادت نجاشیّ، عالم به فنون شعر و ادب بوده است و شعر نیکو و پاکیزه میگفته و ادبیّات او قویّ بوده است؛ آنگاه چگونه متصوَّر است که معنای «فاقِد» را نداند و چنین دعای عالیالمضمونی را به چنین غلط ادبی خراب کند؟!
[پاسخ اشکال پنجم در معنای: «والبُهم الصّافّین»]
· و امّا اشکال پنجم که چنین پنداشتهاند «و البُهم الصّافّین» معنای مناسبی ندارد جز آنکه «بُهم» را جمع «بُهمَة» بدانیم، و آن به معنای اسبْسوارِ تیزرو است که باک از ورود در جائی ندارد و این کنایه از فرشتگانی باشد که با مجاهدین در صفّ کارزار معاونت و کمک میکنند.
در پاسخ گفته میشود که: «بُهم» جمع «أبهَم» است، یعنی ساکت و بدون سخن و خموش و بیزبان؛ چون «حُمر» و «صُفر» و «سُود» که جمع «أحمَر» و «أصفَر» و «أسود» است. و چون عالَم بالا که عالَم ملکوت است، عالم آرامش و سکون و سکوت است ـ به خلاف عالم طبع که عالم حرکت و گفتار و غوغا و دغدغه استـ فلذا از مأمورانِ صف کشیده برای انجام مأموریّتهای خداوند به بُهم که دلالت بر سکوت و آرامش آنها دارد تعبیر فرموده است.