مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١١٧ - در بیان بعضی از قضایای غیر واقعیّه در جریان کربلا
· و در صفحه ١٦٧ و ١٦٨ گفته است:
«به خاطر دارم در ایّام مجاورت کربلای معلّی و استفاده از محضر علاّمه عصر خود: «شیخ عبدالحسین طهرانی ـ طاب ثراه ـ که در تبحّر و فضل و اتقان عدیل نداشت، سیّد عرب روضهخوانی از حلّه آمد و به خدمت شیخ رسید و اجزاء کهنهکتابی از میراث پدر (که او نیز از معاریف طائفه روضهخوانان بود) [را] به شیخ ارائه نموده و غرضش استعلام اعتبار و عدم اعتبار آن بود.
و آن اجزاء اوّل و آخر نداشت و در حاشیه آن نوشته بود که از مؤلّفات فلان، و یکی از علمای جبلعامل از تلامذۀ صاحب معالم را اسم برده بود. چون در ترجمه حالش مراجعه شد اصلاً در مؤلّفاتش اسمی از مقتل نبرده بودند، و چون در خود اجزاء مطالعه کردند معلوم شد که از اشتمال بر کثرت اکاذیب واضحه و اخبار واهیه احتمال نمیرود که از مؤلّفات عالمی باشد.
پس آن سیّد را از نشر و نقل آن منع و نهی فرمودند؛ لکن پس از چند روزی یکی از فضلای معروف ساکنین عتبات عالیات مطلع شد (مرحوم ملاّ آقا دربندی) و آن را از آن سیّد گرفت و چون مشغول تألیف کتاب اسرار الشهادة بود، روایات آن اجزاء را متصرّفاً در آن کتاب درج کرد و بر عدد اخبار واهیه آن کتاب افزود، و همّتش او را بدانجا کشاند که عدد لشکر کوفیان را به ششصد هزار سواره و دو کرور پیاده رساند!
و از مطالب عجیبه آنکه خود حاجملاّآقا برای من مشافهةً نقل کرد که: ”من در ایّام سابقه شنیدم که فلان عالم میگفت، یا روایتی نقل کرد که: روز عاشوراء هفتاد ساعت بود، و من در آنوقت آن را غریب شمردم و متعجّب شدم از نقل آن، ولیکن حال که تأمّل در وقایع روز عاشوراء کردم یقین کردم آن نقل راست بوده است.“»
· و در صفحه ١٧٤ گفته است:
«چون از آنها بپرسی از کجا این خبر را آوردهای، در جواب میگوید: در