مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١١٥ - در بیان بعضی از قضایای غیر واقعیّه در جریان کربلا
[در بیان بعضی از قضایای غیر واقعیّه در جریان کربلا]
· و در صفحه ١٦٣ گوید:
«آخوند ملاّ مهدی نراقی که یکی از اعیان علماء دهر و یکی از مهدیّین خمسۀ عصر خود بوده و علاوه بر آنکه بزرگان دین اعتراف به علوّ مقام علم و فضل او کردهاند، مؤلّفات رشیقۀ او در فقه و غیره مثل لوامع و مشکلاتالعلوم و غیر آن، خود شاهدی است صادق در اثبات این مرام، معذلک [یافت میشود] در کتاب محرق القلوب مطالب منکره که ناظر بصیر متعجّب میشود از نوشتن چنان عالمی [چنین مطالبی را].
[مثلاً] به اخبار جزمی بدون آنکه نسبت دهد به کتابی یا عالمی، [در] قضایای روز عاشوراء چنین نوشته که:
”چون بعضی از یاران به جنگ رفته شهید شدند، ناگاه از میان بیابان سوارِ مکمّل و مسلَّح پیدا شد. مرکبی کوهپیکر سوار بود، خُودِ عادی فولاد بر سر نهاده و سپر مدوّر به سر کتف درآورده و تیغ یمانی جوهردار چون برق لامع حمایل کرده و نیزۀ هیجده ذرعی در دست گرفته و سایر اسباب حرب را برخود آراسته، کالبرق اللاّمع و البدر السّاطع به میان میدان رسید؛ و بعد از طرید و جولان روی به سپاه مخالف کرد و گفت:
هر که مرا نشناسد بشناسد! منم هاشمبن عتبةبن أبیوقّاص، پسر عمّ عمر سعد.
و سپس روی به حضرت امام حسین علیهالسّلام نموده و گفت:
السّلام علیک یا أباعبدالله! اگر پسر عمّم عمر سعد به جنگ شما آمده، من آمدهام تا جان خود را نثار کنم.“
تا آخر قصّه مبارزت و کشته شدن او که تمام دروغ است جزماً؛ زیرا که هاشم از شجاعان معروف بود و از این جهت او را مِرقال میگفتند، و از خاصّه ملازمان حضرت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام [بود]، و عَلَم بزرگ اردوی صفّین در