جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٦٤ - ٥٢ بىنياز حقیقی
يَسُرَّكَ اللَّهُ) بنام خداوند بخشنده مهربان، برادرت را خوشحال كن، خداوند تو را شادمان نماید. او نامه را گرفت و نزد نجاشى برد، نجاشى آن را بوسيد و به چشم كشيد، سپس به او گفت: خواستهات چيست؟ گفت: ده هزار درهم ماليات در دفتر ماليات شما براى من نوشتهاند که قدرت پرداخت آن را ندارم.
نجاشى، منشى خود را خواست و به او گفت: اين ماليات را خط بزن علاوه بر آن به او بخششهای زیادی نمود هر بار که چیزی میبخشید، میپرسید: آیا خوشحالت كردم؟ او میگفت: آرى تا این که آن مرد، با كمال رضايت از حضور فرماندار بيرون رفت و به حضور امام صادق٧ رسيد و جريان را گفت. سپس افزود: اى پسر رسول خدا، گويا عمل او شما را هم خوشحال كرد؟ امام صادق فرمود: آرى سوگند به خدا، خدا و رسولش را نيز خوشحال و شاد كرد. [١]
١٢.اما متن نامه نجاشی به امام صادق هنگام قبول حکومت اهواز: سرورم! من به فرمانداری اهواز منسوب شدهام. اگر این را برایم مصلحت میدانید تقاضا دارم برنامه کار و حدود و مقرّرات آن را برایم تعیین فرمایید تا با عمل براساس آن به خدا و پیامبر نزدیک گردم. وظیفه من چیست و چگونه بخشش کنم؟ زکات را در کجا مصرف نمایم ؟ با چه کسانی مأنوس شوم و به چه کسانی اعتماد کنم ؟ رازها و اسرار خویشتن را به چه کسانی بسپارم؟ سرورم! شما حجت خدا هستید و امین او در روی زمین، نعمت خدا برای همیشه بر شما مستدام باد! «فرماندار اهواز نجاشی.
١٣.متن جواب نامه امام صادق٧: خبر والی شدن تو بر اهواز هم من را خوشحال کرد و هم ناراحت، از طرفی خوشحال شدم از این جهت که شاید خداوند به وسیله تو به شیعیان عزت بخشد و ضعف آنان را بر طرف نماید. از طرفی
[١] . اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج٢، ص١٩٠.