جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٨ - ٣١ نتیجه بندگی خدا
نیازمندان درگاهت باز است به پیشگاه با عظمت تو روی آوردهام تا بر من ترحّم نمایی و من را مورد عفو خود قرار دهی و روز قیامت در صحرای محشر چهره جدم محمّد ﷺرا به من بنمایانی... سپس گریست و گفت: ای منتهای آمال و آرزوها! آیا با این همه امید و محبّتی که به تو دارم من را در آتش میسوزانی؟... .
آن حضرت اشک میریخت و میگفت: خدایا! تو از هر عیب و نقص منزّهی. مردم چنان معصیت تو را میکنند گویا تو آنان را نمیبینی، و تو چنان حلم میورزی که گویا آنان هرگز تو را نافرمانی نمیکنند. طوری به خلق محبّت میکنی، گویا به آنان نیازمندی، با این که تو از همه مردم بینیازی. (سُبْحَانَكَ تُعْصىٰ كَأَنَّكَ لَاتُرىٰ، وَ تَحْلَمُ كَأَنَّكَ لَمْ تُعْصَ، تَتَوَدَّدُ إِلىٰ خَلْقِكَ بِحُسْنِ الصَّنِيعِ كَأَنَّ بِكَ الْحَاجَةُ إِلَيْهِمْ، وَ أَنْتَ يَا سَيِّدِی الْغَنِی عَنْهُمْ) سپس به سجده افتاد.
طاووس یمانی میگوید: من نزدیک رفته سر آن حضرت را بر زانو نهادم. چنان گریه کردم که قطرات اشکم بر صورت آن حضرت چکید حضرت نشست و فرمود: کیست که من را از مناجات با پروردگارم بازداشته است؟ عرض کردم: فرزند رسول خدا! من طاوس یمانی هستم این همه ناله و فغان شما برای چیست؟ ما گنهکارانِ سیاه روی، باید چنین آه و ناله کنیم نه شما که پدرت امام حسین٧ و مادرت فاطمه h و جدّت پيامبر اکرم است!
حضرت رو به من کرد و فرمود: چه دور رفتهای ای طاوس! از پدر و مادر و جد و حسب و نسبم سخن مگو. خداوند بهشت را آفریده برای بنده مطیع و نیکوکار، اگر چه غلام سیاه حبشی باشد و جهنم را آفریده برای بنده معصیت کار، اگر چه سیّد قریشی باشد مگر نشنیدهای که خداوند میفرماید: (فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلاَ أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لاَ يَتَسَاءَلُونَ) [١] هنگامی که قیامت برپا شود دیگر نسب و خویشاوندی
[١]. سوره مؤمنون آیه ١٠١.