جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٤٢ - ٢ ساده زیستی و ایثار در سیره رسول الله٦٥٠١٨
قصاص کردند، ولی شهودی که برای اثبات ادعای خویش آوردند کافی نبود از این رو ادعای آنها بدرجه اثبات شرعی قانونی نرسید و پرونده معلق ماند و اولیاء مقتول از پیگیری مساله دست برداشتند. شش ماه از این جریان گذشت، برادر ملا محمّد به گمان این که خویشاوندان مقتول دست برداشتهاند و دیگر از اقرار و اعتراف او زیانی وارد نمیشود خصوصاً که قاضی پرونده برادر او است و قطعاً پرده از روی کارش برنمیدارد اتفاقاً داستان قتل خود را پیش برادر خود اقرار کرد.
ملا محمّد همان ساعت به ورثه مقتول اطلاع داد و حکم قصاص را درباره برادر خود صادر نمود. اولیاء مقتول حکم آن مرحوم را پیش حاکم برده و درخواست قصاص نمودند، والی گفت: از انصاف به دور است که خاطر چنین شخص بیآلایشی را به اندوه قتل برادرش مکدّر نمایید. اگر چه این قاضی طبق وظیفه خود حکم به قصاص برادر نمود ولی شما هم جوانمردی کنید و گذشت نمایید. آنها نیز پذیرفتند و از قصاص و دیه گذشتند. [١]
١٢. امام زمان f و مرد قفل ساز
مردی در نجف، علاقه زیادی داشت که خدمت آقا امام زمان f برسد. چهل چهارشنبه به مسجد سهله رفت، دید خبری نشد و خسته شد. با خود گفت: بد نیست از راه علوم غریبه رمل و جفر و اسطرلاب، امام زمان را پیدا کنیم. مشغول فرا گیری علوم غریبه شد. چون دید با علوم غریبه هم به مقصود خود نرسید، خسته شد و به شدت گریست و گفت: آقا جان ما مسجد سهله آمدیم به ما نگاه نکردی، سراغ علوم غریبه آمدیم به ما توجه نکردی. آقا جان از هر دری آمدیم نشد.
شب در عالم رؤیا حضرت را دید که به او فرمود: فلانی اگر میخواهی موفق به
[١].[٥٤٦] الکلام یجرّ الکلام، آیة الله سید احمد شبیری زنجانی ص ٢٢٤.