جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٧١ - ٤٢ لزوم اقتدا به اوصیای رسول خدا٦٥٠١٨
این مسابقه شرکت کنید پدرم فرمود: من پير شده و از تيراندازيم گذشته است من را معاف کنید. هشام قسم خورد كه ممكن نيست و اصرار كرد که حتماً باید در مسابقه شركت كنید سپس به يكى از بزرگان بنى اميه گفت: تير و كمانی را به ايشان بدهید.
امام باقر به ناچار كمان را گرفت و تيرى در آن گذاشت و كمان را كشيد. تير با سرعت از كمان پر كشيد و در مركز نشانه خورد. تير دومی را در كمان گذاشت و نشانه گرفت، آن هم در وسط چوب تير اول قرار گرفت و آن را شكافت.
امام ديگر فرصت نداد، پياپى تير افكند هر تير به وسط تير قبلى مینشست و تا نزديك به انتها فرو میرفت، تعداد تيرهايى كه توسّط امام افكنده شد، به نه عدد رسيد. در اين وقت هشام خيلى مضطرب و خشم آلود شد با این حال نتوانست خود را كنترل كند. صدا زد چه نيكو تير انداختى، شما ماهرترين تيرانداز عرب و عجم هستید...
هشام از جاى برخاست امام را به آغوش گرفت و احترام کرد و در كنار خود نشاند. سپس رو به امام كرد و گفت: مادامی كه شما در ميان قريش هستید، بر عرب و عجم امتياز داریم. حالا بگویید که اين تيراندازى را چه كسى به شما ياد داده و در چند مدّت ياد گرفتهاید؟ امام فرمود: در نوجوانى مقدارى تمرين كردم. هشام گفت: من در دوران عمرم چنين تيرانداز ماهری را نديده بودم. گمان نمیكنم كسى همانند شما تيراندازی کند. آيا فرزندت نيز در تيراندازى مثل شما ماهر است؟
امام٧ فرمود: البته! نسل بعدى ما كمالات و امتيازات دنیا را از نسل قبلى به ارث میبرد. كمالاتى كه خداوند بر پيامبرش عطا كرده به ارث به همه ما رسیده است. ما كمالاتی را كه ديگران از آن محرومند از يكديگر به ارث میبريم و مادامی كه جهان برپاست نسل بعدى ما همواره وارث همه كمالات نسل قبلى هستند و