جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٤٧ - ١٤ امانتداری محمّدبنابراهيمبنمهزيار در رساندن سهم خمس
١٠. رعایت امانتداری حتی نسبت به اموال سلاطین
عبداللّه بن سنان از امام صادق٧ پرسید: بعضی از سلاطین در نزد ما امانتی میگذارند از طرفی خمس اموال خود را نیز به شما نمیپردازند، آیا لازم است امانت آنان را برگردانم؟ حضرت در پاسخ سه بار با تاکید و قسم این جمله (وَ رَبِّ هذِه القِبلَهِ) را تکرار فرمود: سوگند به پروردگار این قبله، اگر ابن ملجم، قاتل جدّم علی٧ امانتی را به ما سپرده باشد با این که در جستجوی او «برای قصاص» هستم، ولی امانتش را حتماً به او برمیگردانم. [١]
١١. امانتداری و شریک شدن در اموال مردم
عبدالرحمن بن سیابه میگوید: هنگامی که پدرم از دنیا رفت، یکی از دوستانش به در خانه ما آمد و من را تسلیت داد و گفت: آیا پدرت چیزی از خود بجای گذاشته است؟ گفتم: نه! در این وقت کیسهای که هزار درهم در آن بود به من داد و گفت: این پول به عنوان امانت نزد تو باشد و آن را برای خود سرمایه قرار بده و سود آن را به مصرف احتیاجات خود برسان و اصل پول را به من برگردان.
عبدالرحمن میگوید: من باخوشحالی نزد مادرم رفته و جریان را به او خبر دادم. شب که شد پیش یکی از دوستان پدرم رفتم او برایم مقداری پارچه خرید و مغازهای تهیه کرد تا در آنجا به کسب و کار مشغول شوم. خداوند هم برکت داد و روزی زیادی نصیبم شد تا این که موسم حج فرا رسید و به دلم افتاد که به زیارت خانه خدا بروم.
اول نزد مادرم رفته و گفتم مایلم به حج بروم. مادرم گفت: اگر چنین تصمیمیداری، اول پول فلانی را بده سپس به مکّه برو. من هم پولها را آماده کردم و به آن مرد دادم او چنان خوشحال شد که انگار پول خود را به او بخشیدهام چرا که
[١].[٢٧١] مستدرك الوسائل، المحدّث النوري، ج١٤، ص ١٠