جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٥٣ - ٤٢ محبّت اهلبیت b همراه بندگی خدا
سپس فرمود: تو در شهر ما غریبی، اگر احتیاجی داری حاضریم به تو کمک کنیم و در خانه خود از تو پذیرایی کنیم، حاضریم تو را بپوشانیم و در صورت نیاز پول در اختیارت بگذاریم.
مرد شامی که منتظر بود در مقابل دشنامی که به امام داده آن حضرت عکس العمل شدیدی از خود نشان دهد و هرگز گمان نمیکرد با گذشت و اغماض روبرو شود. منقلب شد و گفت: آرزو داشتم زمین شکافته میشد و من به زمین فرو میرفتم و اینچنین نسنجیده گستاخی نمیکردم. تا این ساعت برای من، در روی زمین کسی از حسین و پدرش مبغوضتر نبود، ولی از این ساعت به بعد در نزد من، کسی از حسین و پدرش محبوبتر نیست. [١]
٣٠. شیفته زیارت و دیدار
به امام باقر٧ خبر رسید كه یکی از اصحاب آن حضرت به نام محمّد بن مسلم مريض است، حضرت برای او بوسيله غلامی شربتى فرستاد كه سر پوش پارچهاى بر روى آن بسته شده بود، غلام شربت را آورد و گفت: به من دستور دادهاند که تا نخورى از اينجا نروم. محمّد بن مسلم همين كه شربت را به دهان نزديك كرد بوى مشك از آن ساطع شد و آن را نوشید.
غلام گفت: امام باقر فرمود: بعد از آنكه خوردى حركت كن و به سمت ما بيا. از فرمايش آن جناب در انديشه شدم. با اين كه قبل از آشاميدن قدرت ايستادن را نداشتم شربت را که خوردم مثل اين كه خود را آزاد شده از بندهاى آهنين دیدم به در خانه آن سرور آمدم و اجازه ورود خواستم.
تا وارد شدم، گريهام گرفت سلام كردم و دست آن حضرت را بوسيدم. حضرت
[١].[٧٣٦] نفثة المصدور، محدث قمی، ص ٤.