جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٥١ - ١٩ فرزندان امانت الهی
شماست و شما اينگونه زندگى میكنيد!!
شيخ انصارى فرمود: كارى مهمی نكردهام! حداكثر كار من مثل تجّار كاشان است كه میروند تا اصفهان و برمیگردند و در مقابل مقدار پولى كه از مردم كاشان به آنها میدهند از اصفهان جنس برای آنان خريدارى میكنند. آيا شما ديدهايد كه اينها به اموال مردم خيانت كنند؟ ما هم همين طور امين مردم هستيم و نمیتوانيم از وجوهات و اموالى كه به عنوان امانت به دست ما سپرده شده منفعت شخصى ببريم.[١]
١٦. فاسق امانتدار
مردی پس از روزها فکر و تفحص مرد با ایمانی را پیدا کرد و مال خود را نزد او به امانت گذاشت، اتفاقاً طولی نکشید که امانت گیرنده، از دنیا رفت او فرزند فاسقی داشت که در کوتاهترین زمان، ثروت پدر را صرف عیاشی کرد تا بالاخره ثروت پدر تمام شد!!.
صاحب امانت گفت: آه این پسر حتماً مال من را هم که نزد پدرش امانت بوده از بین برده است. روزی نزد او رفت و گفت: مالی از من نزد پدر تو به امانت بوده است مبادا آن را از بین ببری؟ پسر فاسق گفت: خیر، مال تو موجود است. هر موقع خواستی بیا و آن را دریافت کن.صاحب امانت که هرگز باور نمیکرد مال او باقی مانده باشد. مال خود را مطالبه کرد و بر خلاف آنچه میپنداشت پسر فاسق مال او را صحیح در اختیارش گذاشت!
صاحب امانت که سخت از امانتداری فرد فاسق در شگفت شده بود گفت: تو که تمام مال پدرت را تلف کردی چگونه مال من را سالم نگاه داشتی؟! پسر گفت:
[١]. رسالهای در مصاهره. مرحوم شیخ مرتضی مطهری