جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٢ - ٢٣ عبادت خدا با تمام وجود
كه شب را تا صبح با سجده و قيام به عبادت خدا میپرداختند، گاه پيشانى بر زمين نهاده و گاه زانو بر زمين میگذاشتند، حالشان به گونهاى بود که گويا نعره آتش دوزخ را میشنوند، وقتى خدا در نزد آنها ياد میشد، مانند درخت در برابر باد شديد، دلهای آنها تکان میخورد ولی افسوس گويا مردم «حاضر» در خواب غفلت فرو رفتهاند.[١]
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود
١٩. اظهار بندگی تنها در مقابل خدا
در مسیر برگشت امیرمؤمنان على٧ از جنگ صفين، آن حضرت به شهری به نام انبار در کشور عراق رسيد. اين شهر در گذشته جزء سرزمين ايران بود وقتى خبر ورود حضرت على به ايرانيان رسيد، عدهاى از كدخداها و بزرگان به استقبال آن حضرت آمدند و چون على را جانشين سلاطين ساسانى میدانستند وقتى به آن حضرت رسيدند، در جلوى مركب امام دويدند. امام على آنها را صدا زد و فرمود: چرا اين كار را میكنيد؟ گفتند: اين احترامی است كه به بزرگان و سلاطين خود میگذاريم.
حضرت فرمود: اين كار را دیگر تکرار نكنيد! زیرا چنین کاری شما را ذليل و خوار میكند. چرا خودتان را در مقابل من ذليل میكنيد؟ من هم، همانند يكى از شما هستم، ضمن این که اين كار ممكن است در امثال من ایجاد غرور کند و واقعا خود را برتر از شما به شمار آورم «شاید از این جهت در اسلام از سجده برای غیر خدا که نهایت کرنش و تذلل است، نهی شده است.» [٢]
[١].[٣٠] اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص ٢٣٦ ح ٢٢.
[٢].[٣١] نهج البلاغة: الحكمة ٣٧.