جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٠٣ - ٦ کمک گرفتن از نماز
صف کشیدند. نمرود از روی تمسخر به ابراهیم گفت: لشگر تو کجا است؟ ابراهیم گفت: خداوند لشگر خود را خواهد فرستاد.
ناگاه پشههای فراوانی فضای بیابان را فرا گرفت و بر سرلشگریان نمرود حمله کردند. هجوم این لشگرِ به ظاهر ضعیف، قدرت سپاه قوی نمرود را در هم شکست و همگی فرار کردند. بدین وسیله خداوند ابراهیم را یاری نمود. همان ملک بار دیگر نزد نمرود آمد و گفت: دیدی لشگر آسمان به یک لحظه لشگر تو را درهم شکستند با این که از همه موجودات ضعیفتر بودند اکنون ایمان بیاور و از خدا بترس و الا هلاک خواهی شد. نمرود به این سخنان گوش نداد.
عاقبت خداوند پشهای را مامور کرد که از راه بینی وارد سرش شود و به دنبال آن نمرود به سر درد شدیدی مبتلا شد. هرگاه با چیز سنگینی بر سر او میزدند پشه دست از کار میکشید و نمرود مختصری از درد سر، راحت میشد. از این رو کسانی که در موقع ورود به پیشگاه او سجده میکردند، بهترین عمل آنها بعد از سجده، آن بود که با چکش مخصوصی در وقت ورود قبل از هر کاری بر سر او بزنند تا پشه دست از آزار بردارد. بالاخره با همین عذاب از دنیا رفت و مختصری از نتیجه کفر و عناد خود را در همین دنیا دید. [١]
٣. استمداد از خدا در مشکلات زندگی
حضرت یعقوب هنگام جدا شدن از فرزندش يوسفِ پیغمبر به او فرمود: اى يوسف تو را به چهار چیز وصيت میكنم. اين چهار چیز را در هر حال نصب العين خود قرار بده:
١. (يا بنى لا تنس الله بكل حال) فرزندم هرگز خدا را فراموش نكن. در هر حال یاد
[١].[٣٦٢] داستانها و پندها، محمد اشتهاردى، ج ۱، ص ۳۹.